ترامپ میگوید آمریکا تنگه هرمز را کنترل میکند. اکسیوس از عملیات محرمانه ارتش آمریکا برای انتقال نفت از مسیر جنوبی تنگه هرمز خبر داد. دویچه وله در گفتگو با دو کارشناس پیامدهای آن را برای بازار انرژی و ایران بررسی کرد.براساس گزارش باراک راوید، خبرنگار پورتال خبری “اکسیوس”، دو مقام آمریکایی گفتهاند ارتش این کشور کریدوری دریایی در نزدیکی سواحل عمان ایجاد کرده است که طی هفتههای گذشته هر شب بین ۱۵ تا ۲۰ نفتکش با حمایت نیروهای آمریکایی از آن عبور کردهاند.
بر مبنای این گزارش، روزانه نزدیک به ۱۰ میلیون بشکه نفت، معادل حدود نیمی از حجم انتقال نفت پیش از جنگ، از تنگه هرمز عبور کرده و وارد بازار جهانی شده است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچهوله
مقامهای آمریکایی این عملیات را عاملی موثر در کاهش اختلال عرضه نفت و مهار فشار بر قیمت جهانی انرژی میدانند و گفتهاند که کنترل مسیر جنوبی تنگه هرمز را در اختیار دارند و همزمان محاصره بنادر ایران را هم ادامه میدهند.
پرسش اساسی این است، انتقال روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت چه تاثیری بر بازار جهانی انرژی دارد و ادامه این عملیات چه پیامدهایی برای جمهوری اسلامی در پی خواهد داشت؟دویچه وله از جمله این پرسشها را با امید شکری، استراتژیست انرژی در دانشگاه جورج میسون، و دالغا خاتیناوغلو، کارشناس انرژی در باکو، در میان گذاشته است.
آیا آمریکا کنترل تنگه هرمز را به دست گرفته است؟
امید شکری احتمال میدهد که ترامپ با تکیه بر عملیات گزارششده از سوی اکسیوس، از “کنترل کامل” تنگه هرمز سخن گفته باشد. بااینحال، به گفته این کارشناس، دادههای مستقل هنوز چنین ادعایی را تائید نمیکنند.
آمار موسسه تحقیقاتی “کپلر” که دادههای انرژی و تجارت کالا در سطح جهان را تحلیل میکند، نشان میدهد که در یکی از روزهای اخیر تنها شش کشتی باری از تنگه عبور کردهاند؛ درحالیکه پیش از جنگ روزانه بیش از ۱۳۰ کشتی از این آبراه میگذشتند.
شکری احتمال میدهد بخشی از ترددهای شبانه، به دلیل خاموشبودن سامانههای شناسایی کشتیها، در این آمار ثبت نشده باشد؛ اما تاکید میکند که فاصله وضعیت کنونی با شرایط عادی همچنان بسیار زیاد است.
از نگاه این کارشناس، آمریکا توانسته است مسیری محدود و حفاظتشده برای عبور کشتیها ایجاد و بخشی از قدرت مانور ایران را کاهش دهد، اما این موفقیت با کنترل کامل تنگه یکسان نیست. ایران همچنان میتواند با استفاده از پهپاد، موشک، مین دریایی، قایقهای تندرو و جنگ الکترونیک، هزینه و خطر کشتیرانی را افزایش دهد.
شکری بازگشت شرکتهای بزرگ کشتیرانی و بیمهگران به منطقه را یکی از معیارهای اصلی ارزیابی امنیت تنگه میداند. به اعتقاد او، تا زمانی که این شرکتها با اطمینان فعالیت خود را از سر نگیرند، نمیتوان از بازگشت کامل امنیت سخن گفت.
او همچنین یادآور میشود که از نظر حقوقی، تنگه هرمز نمیتواند به “قلمرو آمریکا” تبدیل شود؛ زیرا این آبراه میان ایران و عمان قرار دارد و تابع مقررات مربوط به عبور از تنگههای بینالمللی است. از این منظر، سخنان ترامپ بیشتر نمایش برتری نظامی و سیاسی است تا توصیفی دقیق از وضعیت حقوقی تنگه.
اختلاف آمار رسمی با دادههای شرکتهای ردیابی نفتکشها
دالغا خاتیناوغلو معتقد است آمار تولید نفت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که در گزارشهای “آژانس بینالمللی انرژی” و “اوپک” بازتاب یافته، نشان میدهد صادرات نفت این کشورها بسیار بیشتر از ارقامی است که شرکتهای ردیابی نفتکشها، از جمله کپلر، ثبت میکنند.
به گفته این کارشناس انرژی، محمولهها بهصورت پنهانی، عمدتا در شب و با اسکورت ناوهای آمریکایی منتقل میشوند. سپس در دریای عمان عملیات انتقال کشتیبهکشتی انجام میگیرد و محمولهها از آنجا به بازارهای جهانی فرستاده میشوند. او این شیوه انتقال را دلیل دشواری ردیابی محمولهها و اختلاف میان آمار تولید و دادههای مربوط به تردد کشتیها میداند.
این ارزیابی، در عین حال تصویری متفاوت از دادههای کپلر ارائه میکند. درحالیکه شکری با استناد به این دادهها درباره ادعای کنترل کامل آمریکا ابراز تردید میکند، خاتیناوغلو معتقد است بخش مهمی از انتقال نفت به دلیل محرمانهبودن عملیات در سامانههای متعارف ردیابی منعکس نمیشود.
تاثیر انتقال ۱۰ میلیون بشکه نفت بر بازار جهانی و ایران
به گفته شکری، عبور روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز برای بازار جهانی اهمیت زیادی دارد. این مقدار تقریبا نیمی از نفتی است که پیش از جنگ از این تنگه عبور میکرد و نزدیک به یکدهم عرضه جهانی نفت و سایر میعانات نفتی را تشکیل میدهد. در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد.
دالغا خاتیناوغلو نیز میگوید ۱۰ میلیون بشکه معادل ۱۰ درصد مصرف جهانی نفت است. او یادآور میشود که علاوه بر این میزان، حدود هفت میلیون بشکه نفت عربستان سعودی و امارات متحده عربی از طریق خطوط لوله جایگزین تنگه هرمز و از مسیر دریای سرخ و دریای عمان راهی بازارهای جهانی میشود.
به گفته خاتیناوغلو، کشورهای عرب منطقه بخش چشمگیری از افت تولید نفت خود را جبران کردهاند. آمارهای اوپک نیز نشان میدهد تولید روزانه نفت اعضای این سازمان تنها چهار میلیون بشکه کمتر از دوران پیش از جنگ و انسداد تنگه هرمز است؛ افتی که حدود یک میلیون بشکه آن به ایران مربوط میشود.
شکری معتقد است اعلام انتقال روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت بهتنهایی میتواند بخشی از نگرانی بازار را کاهش دهد، اما بازار بیش از سخنان سیاسی به استمرار جریان نفت توجه میکند. اگر نفتکشها دوباره هدف قرار گیرند یا شرکتهای بیمه حاضر به پوشش سفرها در منطقه نباشند، قیمتها همچنان بالا خواهند ماند.
او همچنین تاکید میکند که بحران تنگه هرمز تنها به نفت خام محدود نیست و صادرات گاز طبیعی مایع، فرآوردههای نفتی و دیگر کالاها را نیز دربرمیگیرد.
آژانس بینالمللی انرژی نیز اعلام کرده است که این بحران علاوه بر عرضه نفت، به زنجیرههای تجاری و مصرف انرژی آسیب زده است.
انتقال نفت منطقه از مسیر محرمانه و تداوم فشار بر ایران
آنچه در گزارش اکسیوس “مسیر جدید محرمانه” خوانده شده، در واقع راهی خارج از تنگه هرمز نیست. کشتیها همچنان از همین آبراه عبور میکنند، اما حرکت آنها در مسیر جنوبی نزدیک عمان با زمانبندی مشخص و حمایت ارتش آمریکا انجام میشود. بنابراین، اهمیت این تحول بیش از آنکه به جغرافیای مسیر مربوط باشد، به شیوه مدیریت و حفاظت از آن بازمیگردد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
شکری معتقد است در صورت تداوم این عملیات، مهمترین پیامد آن “تضعیف اهرم سنتی ایران در تنگه هرمز” خواهد بود. تهران سالها از توانایی مختلکردن جریان انرژی بهعنوان ابزاری بازدارنده استفاده کرده است؛ اما اکنون واشنگتن میخواهد نشان دهد که قادر است صادرات نفت کشورهای عربی را حفظ کند و همزمان نفت ایران را تحت فشار تحریم و محاصره نگه دارد.
طبق ارزیابی این کارشناس ادامه صادرات نفت عربستان، امارات و دیگر تولیدکنندگان منطقه میتواند به مهار قیمت جهانی نفت و کاهش درآمد ایران منجر شود. ایران در چنین شرایطی با انتخاب دشواری روبهرو خواهد شد؛ حمله به مسیر نزدیک عمان میتواند خطر گسترش جنگ و آسیبدیدن روابط تهران با مسقط را افزایش دهد و خودداری از واکنش و خویشتنداری نیز ممکن است ادعای کنترل ایران بر تنگه هرمز را بهتدریج بیاعتبار کند.
دالغا خاتیناوغلو نیز با اشاره به وضعیت صادرات نفت ایران میگوید این صادرات طی یک ماه گذشته به صفر رسیده و تخلیه نفت ایران در بنادر چین به کمتر از ۵۵۰ هزار بشکه در روز سقوط کرده است؛ رقمی که معادل کمتر از یکسوم سطح پیش از جنگ خاورمیانه است.
به گفته او، انسداد تنگه هرمز و حمله به کشورهای عرب منطقه، خشم چین را نیز متوجه ایران کرده است. خاتیناوغلو میافزاید که بهرغم وجود حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت ایران روی آبهای اطراف چین و مالزی، چین نفت بسیار اندکی از ایران خریداری میکند.
“ایران اهرم فشار راهبردی تنگه هرمز را از دست میدهد”
شکری پیشبینی میکند بحران کنونی در بلندمدت کشورهای منطقه را به توسعه خطوط لوله، بنادر و پایانههایی تشویق کند که تنگه هرمز را دور میزنند. این سرمایهگذاریها تنگه را بیاهمیت نخواهند کرد، اما وابستگی همسایگان ایران به این آبراه و در نتیجه قدرت مانور تهران را کاهش خواهند داد.
به باور این کارشناس آمریکا هنوز کنترل مطلق تنگه هرمز را به دست نگرفته است؛ بااینحال، اگر بتواند عبور روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت را پایدار نگه دارد، موازنه عملیاتی به زیان ایران تغییر خواهد کرد.
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
برآیند ارزیابیهای این دو کارشناس نشان میدهد که اهمیت عملیات محرمانه آمریکا تنها در تعداد نفتکشهای عبوری خلاصه نمیشود. حفظ صادرات کشورهای عربی، مهار قیمت جهانی نفت، دشوارترشدن صادرات ایران و توسعه تدریجی مسیرهای جایگزین میتواند یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی تهران را تضعیف کند.
در نهایت، معیار کنترل واقعی تنگه نه سخنان ترامپ، بلکه بازگشت منظم نفتکشهای بزرگ، کاهش هزینههای بیمه و حملونقل و نزدیکشدن حجم تردد کشتیها به سطح پیش از جنگ خواهد بود.
