با اجرای نرخ جدید بنزین، نگرانی درباره افزایش هزینه حملونقل و قیمت کالاها بالا گرفته است؛ شهروندان از فشاری میگویند که فراتر از حسابوکتاب اقتصادی، راه نفس را بر زندگی روزمره و روان آنها بسته است.افزایش قیمت بنزین که در هفتههای گذشته به یکی از موضوعات اصلی بحثهای اقتصادی و اجتماعی در ایران تبدیل شده بود، از بامداد سهشنبه ۱۷ شهریور وارد مرحله اجرا شد و نرخ سوم بنزین با کارت جایگاهها از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان رسید؛ هرچند نرخ سهمیه ۶۰ لیتری با قیمت ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتری با قیمت ۳۰۰۰ تومان بدون تغییر ماند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در همین روز گفت “هزینه واردات هر لیتر بنزین برای دولت بیش از ۷۰ هزار تومان است و حتی نرخ ۱۰ هزار تومانی نیز با هزینه واقعی واردات فاصله دارد و افرادی که هر هفته به شمال سفر میکنند باید هزینه بنزین سفر خود را بپردازند”؛ اظهاراتی که با واکنش منفی شهروندان در فضای مجازی همراه شد.
بیشتر بخوانید: نرخ سوم بنزین دوبرابر شد؛ مهار بحران یا انتقال هزینه به مردم؟
این در حالی است که مسعود پزشکیان، رئيسجمهور ایران پیش از اجرای این تصمیم، در اظهاراتی درباره احتمال افزایش قیمت بنزین به صراحت اعلام کرده بود دولت در این زمینه “بدون رضایت مردم” اقدامی نخواهد کرد.
روزنامه همشهری ۱۷ شهریور نیز در گزارشی، تحریم زنجیره توزیع فرآوردههای نفتی از سوی آمریکا و تلاش برای اختلال در صادرات و واردات فرآوردهها از طریق محاصره دریایی را از عوامل اثرگذار بر بازار سوخت دانست و از کمبود و نوسانات مقطعی در زنجیره عرضه بنزین خبر داد.
همزمان با اجرای نرخ جدید، گزارشهایی از حضور نیروهای انتظامی و لباسشخصی در اطراف برخی جایگاههای سوخت منتشر شد. شهروندان از استقرار نیروهای امنیتی در اطراف شماری از جایگاهها در شهرهایی از جمله تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، کرج، خرمآباد و خمین خبر داده و ویدئوهایی از صفهای طویل خودروها در برخی جایگاهها منتشر کردهاند.
افزایش قیمت بنزین در ایران پیش از این نیز پیامدهایی فراتر از حوزه اقتصاد داشته است. مهمترین نمونه، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ است که در پی افزایش قیمت بنزین در دهها شهر ایران شکل گرفت و بهسرعت از مطالبه درباره قیمت سوخت فراتر رفت و به اعتراضات سیاسی گسترده تبدیل شد. این سوابق و تاثیر افزایش قیمت بنزین بر سایر حوزههای اقتصادی و اجتماعی، پیامدهای افزایش قیمت بنزین را دوباره به محور توجهها آورده است.
دویچهوله فارسی در این گزارش از برخی مردم داخل ایران درباره تأثیر این افزایش بر زندگی آنها پرسیده است.
افزایش قیمت بنزین و نگرانی از چند برابر شدن قیمتها
فروشندهای در یک بوتیک لباس میگوید: «اول گفتند سهمیه بنزین تغییر نمیکند، اما روال جمهوری اسلامی را که میشناسیم؛ بعد گفتند شاید ۸۰ هزار تومن شود که بعدا مردم به تب راضی شوند. بعد این طرح را اجرا کردند تا بتوانند افزایش قیمت را راحتتر پیش ببرند و حمایتی هم وجود نداشته باشد. به نظرم در آینده نزدیک قیمتها چند برابر خواهد شد. از همان ساعت اول اعلام خبر، اجناس گران شدهاند. با اتفاقات دیشب و افزایش قیمت دلار، واقعاً نگران آینده هستم. مردم واقعاً بریدهاند.»
او ادامه میدهد: «سه روز پیش رفتم از بازار بزرگ شهر بار بخرم. دیدم خیلی از فروشندههایی که قبلاً جنسهای باکیفیت میآوردند و خیلی سریع اجناسشان تمام میشد، جنسهایشان روی دستشان باد کرده بود. پرسیدم چرا اینطور است. گفتند به خاطر گرانی، مشتری خیلی کم شده و قدرت خرید مردم خیلی پایین آمده. این وضعیت واقعاً نگرانکننده است.»
هرچند در گزارشهای منتشرشده پس از اجرای نرخ جدید و در این فاصله اندک، هنوز افزایش قیمت مستند و قابل انتساب به بنزین در کالاهای مصرفی به ثبت نرسیده است اما آخرین دادههای مرکز آمار ایران، که مربوط به مرداد ۱۴۰۵ است، نشان میدهد پیش از این نیز تورمنقطهبهنقطه کل کشور به ۸۹ درصد رسیده و اثر تورمی همچنان در سطوح بسیار بالا بوده است.
افزایش اجاره و هزینه حملونقل
مادر سه فرزند در شاهینشهر اصفهان میگوید: «پسر بزرگ من که پایش در گچ است، چند وقت پیش مجبور شد با اسنپ به ملاثانی، شهری در خوزستان، برود. کرایهاش پنج میلیون و نیم شد. صبح که بررسی کردم و خودم خواستم بروم، دیدم شده ۱۰ میلیون. نزدیک ظهر هم صاحبخانه زنگ زد و گفت برای ماه آینده که موعد تمدید است، اجاره ۷ میلیون تومانی را به ۱۵ میلیون تومان میرساند. صد میلیون دیگر هم باید به پول پیش اضافه کنیم. گفت همهچیز قرار است چند برابر شود. حالا اگر از من بپرسید حقوقها اضافه شده، میگویم معلوم است که نه.»
در مقابل، گزارشهای شهروندی و رسانهای از نگرانی درباره انتقال هزینه سوخت به حملونقل و سپس قیمت کالاها و خدمات حکایت دارد. به گفته شهروندان در شبکههای مجازی “حتی افرادی که خودرو ندارند، از افزایش قیمت بنزین از طریق احتمال افزایش کرایه تاکسی و اتوبوس متأثر خواهند شد”.
صفهای طولانی و نگرانی از تمام شدن بنزین
بازنشستهای که برای تأمین معاش گاهی در آژانس تلفنی کار میکند، در همینباره میگوید: «فاجعه از همان لحظه اعلام خبر شروع شد. مردم فقط دشنام میدهند و پمپبنزینها پر از نیروهای انتظامی هستند. آن ۶۰ لیتر بنزین سهمیهای و ۵۰ لیتر هم با قیمت ۳۵۰۰ تومان، یعنی دو باک بنزین. این یعنی عملاً رانندهها یا بیکار میشوند یا مجبورند هزینه را روی کرایهها بکشند.»
او با اشاره به تاثیر اعلام خبر گرانی بر بازار میگوید: «از همین دیشب قیمت قطعهها که از قبل سرسامآور شده بود، هرجا یک نرخی شده و تعمیرات ماشین هم گران شده است. من از ۶ صبح در صف پمپبنزین بودم. یک ساعت و نیم در صف بودم و دو نفر قبل از من اعلام کردند تمام شده. خیلی از جایگاهها هم کلاً تعطیلاند؛ همین بنزین با قیمت ۱۰ هزار تومانی را هم ندارند به مردم بدهند.»
قیمتهایی که دیگر برای مردم قابل فهم نیست
یک سوپرمارکتدار به دویچهوله فارسی میگوید: «وقتی دولت نمیتواند خدمات حملونقل عمومی و جادهای درستی به شهروندان ارائه دهد، معلوم است که بار اصلی بر دوش وسایلی میافتد که بنزینی هستند. الان مردم با قیمتهایی مواجه هستند که دیگر برایشان قابل فهم نیست. آدم به یک کالا نگاه میکند و با خودش میگوید این اصلاً قیمت این کالا نیست؛ این عدد از کجا آمده؟ من دیگر خودم خسته شدهام که هر روز قیمت کالاها را عوض کنم و یک قیمت جدید و گرانتر بگذارم.»
او میافزاید: «مثلاً گوشی خود من سامسونگ A55 است. همین را تا مدتی قبل میشد حدود ۳۰ میلیون خرید. الان ممکن است قیمتهایی چند برابر آن جلوی آدم بگذارند. خب اینجا واکنش آدم فقط این نیست که من پولش را ندارم، بلکه از خودش میپرسد: اصلاً چرا باید اینهمه پول برای چیزی بدهم که تا همین اواخر یکچندم این قیمت بوده؟»
کاهش آستانه تحمل، احساس شرم و خشم توامان
یک معلم دبیرستان نیز درباره وضعیت اقتصادی و تأثیر آن بر زندگی مردم به دویچهوله میگوید: «به نظرم ماجرا دیگر فقط گرانی نیست. چیزی که با روان آدمها میکند، خیلی فراتر است. مدام باید به خودت و خانوادهات بگویی نمیشود، نخر، بگذار برای بعد. چیزی که تا حتی چند ماه پیش میتوانستی برای بچهات بخری، حالا باید از کنارش رد شوی.»
او با اشاره به فرارسیدن ماه مهر در ایران میگوید: «الان سال تحصیلی دارد شروع میشود. لوازمالتحریر بهشدت گران شده و برای خیلی از خانوادهها خریدن چیزهایی که زمانی کاملاً عادی بود، تبدیل به دغدغه شده است. خیلی سخت است که یک پدر یا مادر مدام مجبور باشد به بچهاش بگوید نمیتوانم برایت بخرم. این نمیتوانم وقتی تکرار میشود، تبدیل میشود به شرمندگی، احساس ناتوانی و بعد خشم. و این خشم را میشود در صف نانوایی، بانک، خیابان، مطب دکتر و رانندگی آدمها دید. آستانه تحملها خیلی پایین آمده است. قسمت غمانگیزش این است که این خشم بعضی وقتها از مردم متوجه خود مردمی میشود که از یک وضعیت بزرگتر عصبانیاند، ولی خشمشان را سر همدیگر خالی میکنند. وقتی انسان مدت طولانی زیر فشار باشد و مدام نگران فردا باشد، طبیعی است که ظرفیت روانیاش هم کمتر شود.»
دیگر چیزی حتی برای از دست دادن نداریم
یک جوان که در میدان صادقیه تهران عکاسی دارد، میگوید: « وقتی خبر افزایش بنزین را شنیدم حس کردم قلبم از عصبانیت دارد میایستد؛ آدمی که مدام نگران اجارهخانه، قیمت مواد غذایی، دارو، کار و آینده بچهاش است و هر روز میبیند چیز دیگری از دسترسش خارج شده، اعصابش شروع میکند به فروپاشیدن. این فشار خودش را در رابطه زن و شوهر، رابطه پدر و مادر با بچه، خیابان، محل کار، رانندگی و دعوای ساده در صف نشان میدهد.»
او با اشاره به اینکه بار روانی وضعیت از خود گرانی برای مردم سهمگینتر است میگوید: «من این را واقعاً زیاد میشنوم: “ما دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم تا کی باید شرمنده همه باشیم؟” و حتی این جمله که، بدون اغراق، من از بیشتر از ده نفر شنیدهام: این دفعه اگر اتفاقی بیفتد، من نفر اولم که میروم خودم را میاندازم جلوی گلوله.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
او با شرح اینکه اثر گرانی، فراتر از پایین آمدن قدرت خرید مردم است میگوید: «نمیشود انتظار داشت این حجم از خشم برای همیشه زیر پوست جامعه بماند و هیچ مابهازای بیرونی پیدا نکند. یک بخشی از جامعه احساس میکند آیندهاش، قدرت انتخابش، زندگی معمولیاش و حتی توانایی اینکه جلوی خانوادهاش احساس کفایت کند، از او گرفته شده است و من دارم این را میبینم؛ تبدیل شدن آدمها به بشکه باروتی که بهزودی منفجر میشود.»
