کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا در جلسه کمیته نیروهای مسلح سنای این کشور مدعی شد ایران تنها “چند هفته” با دستیابی به مواد لازم برای ساخت سلاح هستهای فاصله دارد. آیا از نظر فنی و سیاسی این ادعا قابل تائید است؟اینکه گفته میشود جمهوری اسلامی به ساخت بمب اتمی نزدیکتر شده، موضوع تازهای نیست. پیش از جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اعلام کرده بود که ایران “فاصله زیادی تا دستیابی به سلاح هستهای ندارد”.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچهوله
گروسی توسعه سلاح هستهای را به حل یک پازل تشبیه کرده و گفته بود که ایران “قطعات این پازل را دارد و ممکن است روزی بتواند آنها را کنار هم بگذارد”.
استیو ویتکاف، نماینده ترامپ در مذاکرات با جمهوری اسلامی هم گفته بود که مذاکرهکنندگان ارشد ایران در دور نخست گفتوگوهای خود با آمریکا گفته بودند ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارند و میدانند که از این مقدار میتوان ۱۱ بمب هستهای ساخت.
اما این اظهارنظر پیش از جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیان شده است.
حال کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا روز پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت (۱۴ مه) سه ماه بعد از جنگ در جلسه کمیته نیروهای مسلح سنا گفت که “ایران به غنای ۶۰ درصد رسیده و ۹۰ درصد راه را طی کرده است”. به گفته این مقام دولت ترامپ جمهوری اسلامی تنها “چند هفته” با دستیابی به مواد لازم برای ساخت سلاح هستهای فاصله دارد.
آیا این ارزیابیها یک واقعیت فنی را نشان میدهند یا بیشتر بازتاب نگاه سیاسی به پرونده هستهای ایران هستند و آیا فاصله میان “تولید مواد لازم” و “ساخت سلاح هستهای” واقعا در حد چند هفته است؟
“داشتن باروت به معنای داشتن فشنگ و تفنگ نیست”
بهروز بیات، کارشناس هستهای و مشاور پیشین آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در گفتوگو با دویچهوله فارسی میگوید در اظهارات اخیر کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، چندین مورد “گزافهگویی” وجود دارد؛ از جمله ادعای اینکه جمهوری اسلامی “یک تن اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده و ۱۱ تن اورانیوم با غنای۲۰ درصد” در اختیار دارد.
به گفته بیات، طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی در اختیار داشت و اگر تاسیسات غنیسازی پابرجا میماندند، این امکان وجود داشت که ظرف چند هفته این مواد به اورانیوم ۹۰ درصدی تبدیل شوند، اما این به معنای ساخت بمب نبود.
او در این رابطه میگوید: «داشتن باروت هنوز به معنای داشتن فشنگ و تفنگ نیست.»
بیات همچنین ادعای وزیر انرژی مبنی بر در اختیار داشتن ۱۱ تن اورانیوم ۲۰ درصد غنیشده را نادرست دانسته و گفت، این مقدار تنها کمتر از ۰.۲ تن است مجموع مواد غنیشده ایران در سطوح مختلف، از دو درصد تا ۶۰ درصد، حدود ۹ هزار کیلوگرم برآورد میشود که بخش عمده آن نیز اورانیوم با غنای دو، پنج یا ۲۰ درصد است.
این کارشناس هستهای تاکید میکند حتی اگر فرض شود جمهوری اسلامی همچنان توان غنیسازی در اختیار دارد و با دهها هزار سانتریفیوژ قادر به رساندن غنیسازی به سطح ۹۰ درصد باشد، این هنوز به معنای ساخت بمب نیست.
به گفته او فرایند ساخت سلاح هستهای نیازمند مراحل پیچیده متالورژیکی است؛ از جمله تبدیل اورانیوم هگزافلوراید به فلز اورانیوم، ساخت قطعات ویژه و همچنین در اختیار داشتن دو نوع چاشنی مهم انفجاری، بهویژه چاشنی نوترونی، که جمهوری اسلامی به گفته او در آن تجربه قابلتوجهی ندارد.
بیات اضافه میکند که پس از این مراحل نیز آزمایش و طراحی وسیله انتقال سلاح ضروری است و بنابر این، ادعای دستیابی به مواد لازم در “چند هفته” و ساخت بمب در “چند ماه” را “گزافهگویی” و تلاشی برای توجیه جنگ علیه ایران میتوان دانست.
بیات: جنگ باعث تقویت جمهوری اسلامی شد
بیات در ادامه صحبتهای خود افزود جنگ میتواند بسیاری از کشورها از جمله جمهوری اسلامی را به وسوسه ساختن بمب بیاندازد و توافق در مذاکرات را مشکل کند و از سوی دیگر این جنگ باعث تقویت جمهوری اسلامی شده و در عمل به تقویت موقعیت حکومت منجر شده است.
به گفته این کارشناس، حتی با وجود نابودی گسترده برنامه هستهای ایران، آنچه در عمل رخ داده، تقویت بیشتر جمهوری اسلامی بوده و در نهایت مردم ایران بازندگان اصلی جنگ، جان باختن غیرنظامیان ، تخریب زیرساختها و پس راندن جامعه مدنی و بحرانهای ناشی از آنها هستند.
بیات در پایان امکان دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا را محتمل ارزیابی کرده و میگوید جمهوری اسلامی ممکن است راحتتر از “چیزی که در اختیار ندارد” صرفنظر کند.
اشتباه مقامات آمریکا در تعریف “فاصله تا بمب هستهای”
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه و پژوهشگر بنیاد علم و سیاست در برلین هم در واکنش به اظهارات کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، درباره نزدیک بودن تولید مواد برای ساخت سلاح هستهای میگوید، مقامات آمریکایی معمولاً میان “فاصله ایران تا تولید مواد لازم برای سلاح هستهای” و “فاصله تا ساخت خود سلاح هستهای” را یکی میدانند؛ در حالی که این دو موضوع کاملا متفاوت هستند.
او توضیح میدهد حتی اگر ایران امروز بتواند اورانیوم را تا سطح ۹۰ درصد غنیسازی کند، با توجه به ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود، این فقط به معنای در اختیار داشتن مواد لازم برای چند بمب بالقوه است و نه ساخت سلاح هستهای.
به گفته پژوهشگر بنیاد علم و سیاست در برلین ساخت بمب نیازمند مراحل دیگری از جمله “طراحی کلاهک، سامانههای انتقال، طراحی نظامی و آزمایش” است که همگی فرآیندی زمانبر محسوب میشوند.
عزیزی با اشاره به ارزیابی کارشناسان حوزه عدم اشاعه میگوید حتی در شرایط عادی و در صورت وجود تصمیم سیاسی، ایران برای دستیابی به توان ساخت سلاح هستهای دستکم حدود یک سال زمان نیاز داشت، نه چند هفته.
این پژوهشگر همچنین تاکید میکند برنامه غنیسازی ایران در وضعیت کنونی عملا متوقف شده و آمریکا در حال تبدیل یک مسئله “تئوریک” درباره سطح غنیسازی اورانیوم به ادعای وجود سلاح هستهای است؛ اقدامی که به گفته او با “اهداف سیاسی” انجام میشود.
نقش چین در میانجیگری بین آمریکا و ایران
عزیزی درباره موضع چین نیز میگوید، آمریکا تلاش میکند مخالفت همیشگی پکن با اشاعه هستهای را بهعنوان دستاورد سیاسی خود معرفی کند، در حالی که چین همواره با گسترش سلاح هستهای مخالف بوده اما در عین حال معتقد نیست ایران در حال ساخت بمب اتمی است.
او یادآور میشود آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز تاکنون نشانهای در این زمینه ارائه نکرده است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
این پژوهشگر بنیاد علم و سیاست در برلین بر این باور است که چین بهطور بالقوه میتواند نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کند. با این حال، به دلیل فاصله زیاد مواضع دوطرف و شرط ایران برای عدم مذاکره درباره پرونده هستهای پیش از پایان جنگ، نقشآفرینی موثر پکن در حال حاضر محدود است.
