سال تحصیلی جدید در ایران آغاز شده، اما زبان مادری بسیاری از دانشآموزان غیرفارسیزبان هنوز جایگاهی در آموزش رسمی ندارد. اصل ۱۵ قانون اساسی درباره تدریس زبانهای اتنیکها نیز پس از نزدیک به ۴۷ سال اجرا نشده است.اصل ۱۵ قانون اساسی، پس از تعیین فارسی به عنوان “زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران”، استفاده از زبانهای محلی و قومی در رسانهها و “تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی” را آزاد اعلام کرده است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچهوله
با این حال، نزدیک به ۴۷ سال پس از تصویب قانون اساسی، این اصل هنوز به برنامهای منظم و سراسری در مدارس تبدیل نشده و چند نسل از کودکان ترک، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر جوامع زبانی، بدون امکان آموزش رسمی و فراگیر زبان و ادبیات مادری خود دوران مدرسه را پشت سر گذاشتهاند.
سه کارشناس در گفتوگو با دویچه وله از زوایای تاریخی، سیاسی و زبانشناختی به دلایل تداوم این وضعیت، پیامدهای آن برای کودکان و امکان حرکت به سوی آموزش چندزبانه پرداختهاند.
“دولت متمرکز در پی هویت یگانه بوده است”
حسن شریعتمداری، فعال سیاسی ریشه این مسئله را فراتر از جمهوری اسلامی و در روند شکلگیری دولت متمرکز در ایران معاصر جستوجو میکند.
او میگوید با گسترش ایده دولت متمرکز و اقتدارگرا و بهویژه از دوره پهلوی، ایجاد هویتی یکپارچه به یکی از سیاستهای حکومت مرکزی تبدیل شد و “تنوع زبانی و قومی” گاه در تعارض با وحدت ملی دیده شد.
به گفته شریعتمداری، “هویت ایرانی و هویت قومی در تضاد با یکدیگر نیستند” و یک فرد میتواند در عین ایرانی بودن، خود را از جمله ترک، کرد، لر، بلوچ، عرب، ترکمن یا تالش نیز بداند.
او معتقد است سیاستهای “یکسانسازی زبانی” امکان رشد و آموزش زبانهای غیرفارسی را محدود کرده و این نگاه، با وجود تغییر نظام سیاسی در سال ۱۳۵۷، در ساختار آموزشی کشور ادامه یافته است.
“اصل ۱۵ پس از ۴۷ سال هنوز اجرا نشده است”
ماشاالله رزمی، نویسنده و پژوهشگر اهل پاریس اجرا نشدن آموزش زبان مادری را یکی از مصادیق نبود “عدالت آموزشی” در ایران میداند.
رزمی با اشاره به روند تدوین قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ میگوید: «در آن زمان فعالان فرهنگی خواستار گنجاندن آموزش به زبان مادری در قانون اساسی بودند و سرانجام اصل ۱۵ با اجازه تدریس ادبیات زبانهای محلی و قومی در کنار فارسی تصویب شد. اما در۴۷ سال گذشته این قانون که جزو حقوق ملت درقانون اساسی است نقض شده و اعضای فرهنگستان زبان وادبیات زبان فارسی تا بحال مخالفان اصلی اجرای این قانون بودهاند که به نادرست، ادعا می کنند، آموزش به زبان مادری باعث تضعیف زبان فارسی و وحدت ملی می گردد.»
مسئله اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی در این چهار دهه تنها از سوی فعالان اتنیکی و زبانی مطرح نشده است. مقامهای جمهوری اسلامی نیز در دورههای مختلف از ضرورت اجرای آن سخن گفتهاند. علیاصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش دولت حسن روحانی، در سال ۱۳۹۲ گفته بود “ما باید اصل ۱۵ را اجرا کنیم” و تدریس زبان ملیتها در مدارس را از اولویتهای خود خوانده بود. با وجود چنین وعدههایی، آموزش زبانها و ادبیات غیرفارسی هنوز به برنامههای مدارس کشور تبدیل نشده است.
از تدریس “زبان مادری” تا تحصیل “به زبان مادری”
یکی از نکات مهم این بحث، تفاوت میان “آموزش زبان مادری” و “آموزش به زبان مادری” است. برخی فعالان حقوق زبانی خواهان آن هستند که کودکان، دستکم در سالهای نخست مدرسه، بتوانند به زبان مادری خود نیز تحصیل بکنند.
شریعتمداری در گفتوگو با دویچه وله از چنین الگویی دفاع میکند. به گفته او آموزش در دوره ابتدایی باید به زبان مادری کودک صورت گیرد و فارسی به عنوان زبان مشترک کشور در کنار آن و در مراحل بعدی آموزش داده شود.
او تاکید میکند که چگونگی تقسیم زبانهای آموزشی در پایهها و درسهای مختلف، اینکه چه درسهایی به زبان مادری و چه درسهایی به فارسی ارائه شوند و گذار میان زبانها در چه مرحلهای صورت گیرد، مسئلهای تخصصی است و باید کارشناسان آموزش و زبانشناسان درباره آن تصمیم بگیرند.
این رویکرد در نظامهای آموزشی با عنوان “آموزش چندزبانه مبتنی بر زبان نخست” شناخته میشود. در این الگو، کودک مفاهیم پایه را با زبانی که بهتر میفهمد میآموزد و همزمان زبان مشترک کشور را نیز یاد میگیرد.
زبان مدرسه و نخستین تجربه کودک از آموزش
مسئله زبان فقط به حقوق فرهنگی یا تفسیر قانون اساسی محدود نمیشود. یکی از پرسشهای اصلی این است که کودکی که تا پیش از ورود به مدرسه عمدتا به زبانی غیر از فارسی سخن گفته، با ورود به محیط آموزشی فارسیزبان چه تجربهای خواهد داشت.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
کارینا جهانی، استاد زبانهای ایرانی در دانشگاه اوپسالای سوئد و پژوهشگر زبان بلوچی، در گفتوگو با ما میگوید کودکی که زبان نخستش فارسی نیست، با ورود به مدرسه باید همزمان با خواندن، نوشتن و مفاهیم درسی، زبان آموزش را نیز یاد بگیرد.
استاد دانشگاه اوپسالا تاکید میکند کودکان در نخستین روزهای ورود به کلاس دچار شوک میشوند. او برای توضیح این وضعیت میگوید اگر در هفتسالگی وارد مدرسهای میشده که از روز نخست با او به زبانی مانند آلمانی صحبت میکردند که آن را نمیدانست، یادگیری برایش بسیار دشوارتر میشد.
جهانی معتقد است به رسمیت شناختن حقوق زبانی، علاوه بر تسهیل آموزش، میتواند احساس تعلق گروههای زبانی به جامعه ایران را تقویت کند.
او تاکید میکند که دولت ایران، اگر بخواهد، میتواند تدریس زبانهای مادری را اجرایی کند و اکنون، در شرایطی که ایران به سر میبرد، زمان آن فرا رسیده است که برای به دست آوردن “رضایت ملیتها” زبانآنها را به رسمیت بشناسد.
حسن شریعتمداری نیز که در این گفتوگو فارسی و ترکی آذربایجانی را زبانهای مادری خود معرفی میکند، میگوید کودکی که زبان خانهاش با زبان مدرسه متفاوت است، در آغاز تحصیل باید همزمان با یادگیری مفاهیم درسی، با واژگان، تلفظ، خط و ساختار دستوری زبان آموزش نیز آشنا شود. به گفته او، این وضعیت میتواند بار آموزشی بیشتری بر کودک تحمیل کند و بر روند یادگیری و علاقه او به تحصیل اثر بگذارد.
رزمی نیز معتقد است آغاز تحصیل به زبانی غیر از زبان نخست میتواند یادگیری را برای دانشآموزان دشوارتر کند و بر اعتمادبهنفس آنان اثر بگذارد. او مشکلات زبانی را یکی از عواملی میداند که در افت یا ترک تحصیل دانشآموزان نقش دارد.
پژوهشهای بینالمللی نشان میدهند که آموزش به زبانی که کودک آن را میفهمد، بهویژه در سالهای نخست مدرسه، میتواند یادگیری و مشارکت او در کلاس را بهتر کند. یونسکو نیز بر اهمیت استفاده از زبان مادری در آموزش تاکید کرده است.
برخوردهای امنیتی با مدافعان حقوق زبان مادری
وجه دیگر این مسئله، برخورد حکومت با فعالان حقوق زبانی است. رزمی میگوید فعالان آذربایجانی طی سالهای گذشته به شیوههای مدنی برای آموزش زبان مادری فعالیت کردهاند و شمار زیادی از آنان با بازداشت و زندان مواجه شدهاند.
او تاکید کرد: « آذربایجانی ها همواره خواهان آموزش به زبان مادری خود بودهاند و بصورت مدنی در این راه تلاش کردهاند. هم اکنون بیش از ۲۵۰ نفر از فعالان فرهنگی آذربایجانی که خواسته اصلی آنها آموزش به زبان مادری است در زندانهای تبریز، اردبیل و تهران به اتهام “اقدام علیه امنیت کشور” زندانی هستند که ازجمله آنها می توان به اسامی، عباس لسانی، یورش مهرعلی بیگلو، مرتضی پروین، علی بابائی، سیامک میرزائی وعظیمی قدیم اشاره کرد. درمیان اینان، نویسنده،هنرمند، حقوقدان، پزشک و حتی روحانی وجود دارد که خواست اصلی شان برقراری عدالت آموزشی است.»
برخی از مدافعان حقوق زبانی در اول مهر و در آغاز سال تحصیلی میان دانشآموزان کتابهای درسی به زبان مادری خود پخش کردهاند.
زبان مادری در کنار زبان مشترک فارسی
در یک نقطه، دیدگاههای مطرحشده در این گفتوگوها به یکدیگر نزدیک میشوند؛ یافتن الگویی که زبان مشترک کشور را در کنار زبان نخست کودکان غیرفارسیزبان قرار دهد.
شریعتمداری میگوید فارسی میتواند همچنان زبان مشترک کشور باشد، اما کودکان در سالهای نخست تحصیل باید امکان آموزش به زبان نخست خود را نیز داشته باشند. از نظر او، تعیین اینکه این الگو در هر منطقه چگونه اجرا شود، چه درسهایی به زبان مادری و چه درسهایی به فارسی ارائه شوند و گذار میان زبانها در چه پایهای صورت گیرد، باید به متخصصان سپرده شود.
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
رزمی نیز آموزش به زبان مادری را بخشی از “عدالت آموزشی” میداند و میگوید تنوع زبانی ایران باید در ساختار رسمی آموزش بازتاب پیدا کند.
جهانی نیز معتقد است زمان آن رسیده که حقوق زبانی در سیاست آموزشی ایران جدی گرفته شود و امکان آموزش زبان مادری، بهویژه برای جوامع اتنیک کشور فراهم شود.
تجربه و توصیههای بینالمللی نیز نشان میدهد آموزش چندزبانه میتواند بر زبان نخست کودک استوار باشد و همزمان زبان مشترک و دیگر زبانها را بهتدریج وارد برنامه آموزشی کرد.
