همزمان با اجرای سیاست “طرد اقتصادی” آمریکا، حامیان جمهوری اسلامی از تابآوری میگویند؛ اما به باور بسیاری از شهروندان، تاوان اصلی این انزوا را سفرههای خالی، کسبوکارهای در آستانه فروپاشی و مردم عادی میپردازند.اعلام کارزار همهجانبهی “عملیات طرد اقتصادی” از سوی ایالات متحده که پنج بخش کلیدی اقتصاد ایران را با قاطعیت نشانه گرفته، فصل جدید و بیسابقهای از فشارهای معیشتی را برای مردم رقم زده است.
در این میان شکاف عمیقی میان روایتهای رسمی و آنچه در میان جامعه در جریان است، به چشم میخورد. در حالی که بخشی از حامیان حکومت در شبکههای اجتماعی این تحریمها را به چشم یک “آزمون تابآوری” برای مردم ایران میبینند که طی دههها به آن عادت کردهاند، واقعیت زندگی روزمره شهروندان فرسنگها با این شعارها فاصله دارد.
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
برای بررسی دقیقتر و ملموستر تاثیرات این موج تحریمی جدید، دویچه وله فارسی با شماری از شهروندان در شهرهای مختلف به گفتوگو پرداختە است. تمامی اسامی استفاده شده در این گزارش برای حفظ امنیت مصاحبهشوندگان، مستعار هستند.
مرگ اعتبار قیمتها در سوپرمارکتها
وقتی پای صحبت کسبه خرد مینشینیم، ابعاد این بحران روشنتر میشود. مجید، مردی میانسال که صاحب یک بقالی در یکی از محلات جنوب تهران است، با ناامیدی از نوسانات بیرحمانه قیمتها سخن میگوید. او توضیح میدهد که دیگر مدتهاست برچسب قیمتی روی اجناس مغازهاش نمیزند، چرا که قیمتهای چاپشده روی کالاها هم پیش از آنکه جنس به دست مشتری برسد، اعتبار خود را از دست میدهند.
به گفته مجید بیثباتی دیگر تنها به بازار طلا و دلار محدود نیست، بلکه کالاهای مصرفی و مایحتاج روزانه مردم نیز به صورت روزانه و حتی ساعتی دستخوش تغییر میشوند.
او با لحنی تلخ میگوید که به وضوح میتواند کوچکتر شدن سفره مردم را به چشم ببیند. مشتریان همیشگی او ماه به ماه لیستهای خریدشان را کوتاهتر میکنند و در مقابل، به قطر دفتر نسیههای مغازه افزوده میشود.
شمشیر دولبه تحریم و فربهشدن “کاسبان تحریم”
این فشار خردکننده تنها مختص به سوپرمارکتها نیست، بلکه قلب تپنده تجارت را نیز فلج کرده است. مرتضی که صاحب یک کافیشاپ در بازار بزرگ تهران است، تحریمها را به “شمشیری دولبه تشبیه میکند که همزمان حاکمیت و مردم را زخمی میکند”.
مرتضی با گلایه از کاهش چشمگیر مشتریانش و عدم همخوانی دخل و خرج روزانه میگوید: «نمیتوان تاثیر تحریمها بر پیکره حاکمیت را انکار کرد، اما نباید از یاد برد که گروهی تحت عنوان “کاسبان تحریم”، چگونه از دور زدن این محدودیتها نان میخورند و سودهای کلانی به جیب میزنند. اتفاقاً همین منافع سرشار مالی باعث میشود تا حلقه کوچک وفاداران به سیستم، بیش از پیش به حاکمیت گره بخورند.»
بیشتر بخوانید: گزینههای ترامپ برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران
کیارش، تاجر فرش در شهر کرمانشاه و صاحب یک کسبوکار خانوادگی با بیش از ۷۰ سال سابقه، با اندوه از تعطیلی کامل تجارتخانهاش خبر میدهد.
او توضیح میدهد که با قطع مراودات مالی با جهان خارج، امکان تجارت عملاً از بین رفته و اندک صادراتی که پیشتر با هزار زحمت و از راههای غیررسمی انجام میشد، با اعمال تحریمهای جدید کاملاً ناممکن شده است؛ اتفاقی که نقطه پایانی بر هفت دهه تلاش خانوادگی آنها میگذارد.
کیارش باور دارد که در نهایت، این ترکیب تلخ از انزوای بینالمللی، تحریمهای فلجکننده و سوءمدیریت داخلی است که بیشترین تاوان را بر دوش مردم عادی و کسبوکارهای ریشهدار گذاشته است.
تولد در عصر تحریم؛ هزینههای نجومی برای بقای نوزادان
شاید عینیترین، ملموسترین و در عین حال دردناکترین چهرهی این تورم افسارگسیخته را بتوان در هزینههای خانوادههای دارای نوزاد و کودکان مشاهده کرد. مریم، کارمند یکی از ادارات دولتی در ارومیه و مادر یک نوزاد، از ناتوانی فزاینده خانوادهها در تامین ابتداییترین نیازهای کودکان پرده به دویچە ولە میگوید.
او با ارائه یک حساب سرانگشتی، هزینه تامین نیازهای کاملاً عادی و روزمره یک کودک را در ماه حدود پانزده میلیون تومان برآورد میکند.
به گفته مریم قیمت یک اسباببازی پلاستیکی بسیار ساده و ابتدایی به دویست هزار تومان رسیده است، چه رسد به اسباببازیهای فکری و آموزشی که قیمتهایی نجومی دارند.
اما بحران اصلی زمانی خود را نشان میدهد که پای تغذیه خاص یا بیماری کودک به میان میآید. او توضیح میدهد که قیمت شیرخشک مخصوص نوزادان درگیر با رفلاکس معده، مانند برند “آپتامیل ایآر”، به دلیل کمیابی شدید در بازار و ورود غیرقانونی و قاچاق از مرزهای اقلیم کردستان یا ترکیه، به رقم سرسامآور چهار میلیون و پانصد هزار تومان رسیده است.
بازگشت به گذشته؛ جایگزینی پوشک با کهنههای پارچهای
بحران تورم در اقلام بهداشتی کودکان نیز خانوادهها را مستأصل کرده است. مریم اشاره میکند که قیمت یک بسته پوشک از دیماه سال گذشته تاکنون از دویست و پنجاه هزار تومان به نهصد هزار تومان افزایش یافته است.
این جهش قیمتی چنان کمرشکن بوده که بسیاری از خانوادهها را به عقب رانده و وادار به استفاده از شورتهای آموزشی و پوشکهای پارچهای قابل شستوشو کرده است؛ اقلامی که خرید هر عدد از آنها نیز حدود یک میلیون تومان هزینه روی دست والدین میگذارد. به این لیست بلندبالا باید ویزیتهای هشتصد هزار تومانی پزشکان فوقتخصص، هزینههای چند صد هزار تومانی برای تهیه قطرههای ویتامین و گرانی صد درصدی شویندههای داخلی را نیز افزود.
سرگردانی نسل جوان در “سرزمین عجایب”
سایه سنگین تحریمهاو سقوط آزاد ارزش پول ملی، آینده و روزمره نسل جوان را نیز در وضعیتی تعلیقگونه قرار داده است.
اوین، دانشجوی جوان رشته پرستاری ساکن سنندج که در حال برنامهریزی برای مهاجرت کاری و تحصیلی به کشور آلمان است، شرایط فعلی زندگی در ایران را به حضور در یک “سرزمین عجایب” تشبیه میکند. او میگوید با وجود تمام تلاشها برای پسانداز و تبدیل سریع درآمدها به طلا یا دلار، تورم داخلی چنان شتاب وحشتناکی دارد که هزینهها همواره از پساندازها پیشی میگیرند.
اوین با اشاره به موانع مسیر مهاجرتش توضیح میدهد که تنها هزینه ثبتنام در آزمون زبان آیلتس حدود ۳۰۰ دلار است، اما زمانی که این مبلغ به تومان تبدیل میشود، پرداخت آن برای یک دانشجو به کابوسی وحشتناک بدل میگردد.
بیشتر بخوانید:آمریکا علی انصاری و “شبکه مالی مجتبی خامنهای” را تحریم کرد
او میگوید در این شرایط ملتهب، دل هیچکس به خرید کردن خوش نیست؛ چرا که خواب و بیداری در این جغرافیا با تغییرات عجیب قیمتها همراه است و کالایی که روز گذشته سی میلیون تومان ارزش داشته، ممکن است صبح روز بعد با قیمت چهل یا پنجاه میلیون تومان به فروش برسد. جایگزین کردن وسایل الکترونیکی نظیر لپتاپ یا گوشیهای هوشمند نیز به بودجههای چند صد میلیونی نیاز دارد که از توان اکثر جوانان خارج است.
بحران خاموش سلامت؛ سایه سنگین تحریم بر بهداشت و زنانگی
یکی از پنهانترین، ناگفتهترین و در عین حال دردناکترین زوایای این انزوای اقتصادی، تهدید مستقیم سلامت جسمی و بهداشت فردی زنان در جامعه است.
اوین در بخش دیگری از صحبتهایش، از گرانی شدید و کمیابی اقلام بهداشتی ضروری زنانه میگوید. او با اشاره به افزایش قیمت بستههای نوار بهداشتی از صد و هشتاد هزار تومان به دویست و پنجاه هزار تومان، تاکید میکند که دغدغه اصلی زنان در حال حاضر تنها گرانی نیست، بلکه افت فاجعهبار کیفیت محصولات و کمبود مواد اولیه است.
او توضیح میدهد که به خاطر در دسترس نبودن اجناس مرغوب خارجی و توقف تولیدات باکیفیت داخلی، مجبور شده به استفاده از اجناس درجهچندم و نامرغوب بازار روی بیاورد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این تغییر اجباری، او و بسیاری از زنان دیگر را درگیر حساسیتهای شدید پوستی، عفونتها و مشکلات جدی بهداشتی کرده است. افت چشمگیر کیفیت لباسهای زیر زنانه و محصولات سلولزی، واقعیتی تلخ و گزنده از عمق فاجعهای است که زنان ایرانی هر روز به دور از هیاهوی رسانهها و در سکوت کامل با آن دستوپنجه نرم میکنند.
روایتهای درهمتنیدهی شهروندانی چون مجید، مرتضی، مریم و اوین از شهرهای مختلف ایران، به روشنی و بدون هیچ پردهپوشی نشان میدهد که برخلاف شعارهای رسمی مقامات پیرامون مقاومت و تابآوری ملی، این ساختار شکننده زندگی روزمره و سفرههای مردم عادی است که زیر بار سنگین تحریمهای بینالمللی خرد میشود.
ترکیب انزوای شدید و فلجکننده اقتصادی با ساختارهای ناکارآمد اداری، نهتنها طبقه متوسط جامعه را بیش از پیش به حاشیه رانده و ضعیف کرده، بلکه تامین ضروریترین و ابتداییترین نیازهای زیستی انسانها را نیز به مبارزهای نفسگیر، تلخ و روزانه برای بقا بدل ساخته است.
