غیبت خاتمی، احمدینژاد و روحانی، در مراسم تشییع خامنهای در مصلای تهران از نظرها دور نماند. به نظر میرسد این مراسم به صحنه بازآرایی قدرت و بازتعریف خودی و غیرخودی تبدیل شده است. پیام سیاسی این غیبتهای معنادار چیست؟مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در مصلای تهران، علاوه بر صف بلند مقامهای حکومتی، فرماندهان نظامی و هیأتهایی از کشورهای نزدیک به حکومت ایران، با غیبت شماری از چهرههای شناختهشده نظام نیز همراه بود؛ غیبتهایی که از همان ساعات نخست به موضوع گمانهزنی و تحلیل در فضای سیاسی ایران تبدیل شد.
در میان غایبان، نامهایی چون محمد خاتمی، محمود احمدینژاد و حسن روحانی بیش از دیگران به چشم میآمد؛ سه چهرهای که هر یک در مقطعی از چهار دهه گذشته در بالاترین سطوح قدرت جمهوری اسلامی نقش داشتهاند. با این حال، محمود احمدینژاد که شایعات فراوانی نیز درباره او در روزهای جنگ ایران مطرح شده بود، روز دوشنبه ۱۵ تیر در راهپیمایی تشییع جنازه خامنهای در تهران حضور پیدا کرد.
غیبت همزمان این افراد در مراسمی که قرار بود نماد انسجام نظام در آستانه انتقال قدرت باشد، این پرسش را مطرح میکند که آیا ترکیب حاضران و غایبان صرفاً محصول ملاحظات تشریفاتی بوده یا بازتابی از آرایش جدید قدرت در جمهوری اسلامی است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این پرسش حتی از سوی برخی چهرههای نزدیک به جریان اصلاحطلب نیز مطرح شد. محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر پیشین محمد خاتمی، با توصیف این مراسم به عنوان “مهمترین فرصت تاریخی برای نمایش انسجام داخلی”، از برگزارکنندگان انتقاد کرد که چرا از همه مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، از رؤسای جمهور و رؤسای مجلس گرفته تا وزیران و شخصیتهایی که در سالهای گذشته با علی خامنهای اختلافنظر داشتهاند، برای حضور رسمی دعوت نشده است. به اعتقاد او، حضور این چهرهها در کنار تابوت رهبر پیشین جمهوری اسلامی میتوانست تصویری از همبستگی درون حاکمیت ارائه کند؛ تصویری که در عمل شکل نگرفت.
در کنار این چهرههای سیاسی، غیبت علیاصغر حجازی نیز توجه ناظران را جلب کرد. حجازی که طی نزدیک به چهار دهه از بانفوذترین چهرههای بیت رهبری و مسئول هماهنگی بخش مهمی از پروندههای امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی بود، از نزدیکترین افراد به علی خامنهای به شمار میرفت و انتظار میرفت دستکم در صف نخست مراسم دیده شود. عدم مشاهده او در مراسم، در کنار گزارشها و گمانههایی که همزمان درباره کاهش نفوذش در ساختار جدید قدرت مطرح شده، به این پرسش دامن زده است که آیا انتقال رهبری با جابهجایی در هسته سخت قدرت نیز همراه شده است.
مجتبی نجفی، تحلیلگر سیاسی، به دویچه وله فارسی میگوید در مراسم مصلی “جمهوری اسلامی تلاش کرد نمایش قدرت بدهد”، اما به گفته او «این نمایش یک ایراد مهم داشت.»
او میافزاید: «تعداد سران کشورها در سطح بالا اندک بودند. جمهوری اسلامی تلاش کرد این ضعف را با سازماندهی میلیونی هوادارانش جبران کند. به عبارتی مسئله تصویری بود که قرار بود به دنیا مخابره شود: حمایت میلیونی حامیانش در مراسم تشییع و تامین امنیت.»
از نگاه این تحلیلگر سیاسی، مراسم مصلی، نمایش آرایش جدید قدرت هم بود: «پایان دوران اصلاحطلبی و اصولگرایی به سبک قدیم. نشانه این پایان، عدم حضور تیپهایی مانند خاتمی و روحانی است. حتی به حسن خمینی هم با آیه قرآن کنایه زدند تا او را مماشاتگر و اهل عافیت نشان دهند. مهمترین نشانه به نظرم اول فقدان حضور خاتمی است به خصوص با توجه به شایعاتی که گفته میشد مجتبی خامنهای پیامی را در جواب تبریک او فرستاده، این ممانعت از حضور خاتمی نشانهای از تداوم سیاست سابق است: اصلاحطلبان کلاسیک تحمل نمیشوند. اما مهمتر عدم حضور روحانی است که اعتدالگرایان از جنس روحانی هم تحمل نمیشوند.»
نجفی میگوید، هر چند هنوز مختصات میدان سیاست پساخامنهای در هالهای از ابهام قرار دارد، اما این عدم حضور که به نظر این تحلیلگر سیاسی “بیشتر خواست نظام بوده و نه غایبان، حامل یک پیام سیاسی هم هست.”
آرایش قدرت پس از خامنهای
مراسم تشییع جنازه خامنهای نخستین نمایش عمومی از چیدمان قدرت در دوران پس از او نیز به شمار میرود. در چنین عرصهای، ترکیب حاضران و غایبان معمولاً اتفاقی نیست و میتواند بازتابی از ائتلافهای نو، حذف برخی بازیگران قدیمی و تثبیت حلقهای باشد که قرار است قدرت را در دوره جدید در دست بگیرد.
مجتبی نجفی معتقد است که «مرکز ثقل تقابل از اصلاحگرایی−اصولگرایی، اعتدالگرایی−افراطیگری، که زمانی نمایندگانش خاتمی و روحانی بودند، به تقابل نیروهای پراگماتیست و رادیکال در ساختار سپاه رسیده است.»
او اضافه میکند: «در این میان من پزشکیان را برخلاف خاتمی و روحانی، عنصر مستقل و نشانه یک گفتمان مستقل نمیبینم. پزشکیان بیشتر نقش حامی نیروهای پراگماتیست را دارد. نماینده این تقابل محمدباقر قالیباف است که بارزترین چهره نیروهای عملگرای مورد حمایت سپاه در برابر نیروهای متاثر و وابسته به جریان پایداری است.»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به “مراسم مصلی و روند پس از جنگ” میگوید: «ایران پساخامنهای شاهد این تقابل خواهد بود و تیپهایی از جنس پزشکیان در کنار قالیباف خواهند بود.»
دست بالای سپاه
به باور بسیاری از تحلیلگران و ناظران، در دوران پس از خامنهای، کفه ترازوی قدرت بیش از گذشته به سود نهادهای نظامی و امنیتی سنگین شده است.
از نگاه مجتبی نجفی، نتیجه جنگ دوم [جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران] به سپاه به عنوان ساختار تغیینکننده در اداره حکومت، اعتماد به نفس داد و شرایط به گونهای پیش نرفت که بر وزن اعتدالگرایانی چون حسن روحانی افزوده شود.
او جایگاه کنونی سپاه در تحولات را اینگونه تشریح میکند: «به عبارتی ما شاهد یک تقابل درونی در ساختار سپاه خواهیم بود و آرایشبندی آینده حول این محور شکل خواهد گرفت و برای همین جمهوری اسلامی در حال حاضر نیازی به میدان دادن به اعتدالگرایان خارج از ساختار سپاه از جنس حسن روحانی نمیبیند و حضور اینها تا اطلاع ثانوی کنترلشده و حاشیهای خواهد بود.»
این تحلیلگر سیاسی میگوید: «واقعیتهای میدان جنگ دوم وزن سپاه را افزایش داد و از این منظر هسته سخت قدرت نیازی به نمایش وحدت با اصلاحطلبان و اعتدالگرایان به عنوان بازیگران اصلی نمیبیند، مگر اینکه توازن نیروهای سیاسی در آینده به هم بخورد.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
جمهوری اسلامی در بیش از چهار دهه گذشته بارها با بحرانهایی روبهرو شده که بسیاری آنها را نقطه پایان نظام میدانستند؛ از جنگ هشتساله و بحرانهای اقتصادی گرفته تا اعتراضهای گسترده، فشارهای بینالمللی و درگیریهای منطقهای. با وجود این، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تا کنون توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و بقای خود را حفظ کند؛ هرچند این بقا اغلب با تغییر در توازن قدرت، بازتعریف ائتلافهای درونی و افزایش نقش نهادهای امنیتی و نظامی همراه بوده است.
انتقال رهبری از خامنهای پدر به پسر را نیز میتوان در همین چارچوب ارزیابی کرد. آنچه در روزهای پس از خامنهای اول دیده میشود، الزاما تصویر نهایی نظم جدید نیست، بلکه نخستین نشانههای آن است. اینکه این ساختار تازه تا چه اندازه قادر خواهد بود شکافهای درونی، بحرانهای اقتصادی، مطالبات اجتماعی و چالشهای سیاست خارجی را مدیریت کند، پرسشی است که پاسخ آن نه در مراسم تشییع، بلکه در تصمیمها و تحولات ماهها و سالهای پیش رو روشن خواهد شد.
