اندیشکده شورای آتلانتیک در تحلیلی تازه هشدار داده است که پیامدهای جنگ ایران فقط به خاورمیانه محدود نمیشود و میتواند بهطور مستقیم بر رقابت راهبردی آمریکا و چین اثر بگذارد.گزارش شورای آتلانتیک میگوید پس از بیش از یک ماه جنگ و در حالی که آتشبس شکنندهای برقرار شده، یکی از مهمترین پرسشها دیگر فقط آینده خاورمیانه نیست، بلکه این است که جنگ ایران چه اثری بر رقابت جهانی میان آمریکا و چین خواهد گذاشت. این گزارش با ترسیم چهار سناریو، میگوید آینده بحران به سه عامل کلیدی بستگی دارد: میزان تعهد نظامی آمریکا در خلیج فارس، نوع واکنش چین، و مدت اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز.
سه متغیر تعیینکننده
شورای آتلانتیک در این تحلیل میگوید برای فهم پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ، باید به تقاطع دو عامل اصلی نگاه کرد: نخست، اینکه آمریکا در ادامه تا چه اندازه در خلیج فارس درگیر میماند (محدود و متمرکز، یا پایدار و قاطع) و دوم، اینکه چیندر روزها و هفتههای آینده چه رویکردی در پیش میگیرد (منفعل و فرصتطلب اقتصادی، یا فعال و درگیر در بازسازی ایران).
در کنار این دو عامل، گزارش یک متغیر سوم را حتی مهمتر میداند: اینکه اختلال در تنگه هرمز کوتاهمدت و محدود باقی بماند یا به بحرانی طولانی تبدیل شود که بازار جهانی انرژی و اقتصاد جهان را بهطور ساختاری تغییر دهد.
سناریوی اول: فرسایش مدیریتشده برتری آمریکا
در نخستین سناریو، آمریکا به حملات محدود اما مؤثر علیه توان پهپادی، موشکی، دریایی و هستهای ایران بسنده میکند و چین نیز در حاشیه میماند. در این حالت، آتشبس شکننده حفظ میشود، اما به توافقی جامع نمیانجامد. جمهوری اسلامی همچنان توان ایجاد دردسر برای همسایگان خود را حفظ میکند و چین بدون ورود به حمایت جدی، روابط اقتصادی خود را با تهرانِ تضعیفشده گسترش میدهد.
گزارش میگوید اگر اختلال در هرمز در همین سناریو مهار شود، نظام امنیتی موجود دوام میآورد، روابط امنیتی آمریکا و کشورهای خلیج فارس عمیقتر میشود و شوک انرژی، هرچند دردناک، محدود میماند. اما اگر محدودیت در هرمز ادامه پیدا کند یا ایران از سازوکارهایی مانند دریافت عوارض عبور برای حفظ اهرم فشار خود استفاده کند، انسجام ائتلافهای آمریکا بهتدریج فرسوده میشود و چین نیز سود بیشتری میبرد.
سناریوی دوم: سود راهبردی برای پکن
در سناریوی دوم، آمریکا همچنان به رویکرد محدود خود پایبند میماند، اما چین نتیجه میگیرد که واشنگتن، یا اراده کافی برای پایان قاطع جنگ ندارد یا توان آن را ندارد. در این وضعیت، پکن از فرصتطلبی اقتصادی فراتر میرود و به حمایت مادی، اطلاعاتی، لجستیکی و دیپلماتیک از ایران روی میآورد.
شورای آتلانتیک مینویسد در این حالت، تهران سریعتر از انتظار، خود را بازسازی میکند، پیوند چین، روسیه و ایران عمیقتر میشود و اگر ایران در هرمز برای چین استثنا قائل شود و همزمان محدودیت را برای دیگران حفظ کند، شکاف در رژیمهای تحریمی غربی بیشتر میشود. در این سناریو، متحدان آمریکا در اروپا و آسیا بیش از پیش بهسوی موازنهسازی و فاصله گرفتن از واشنگتن سوق پیدا میکنند.
سناریوی سوم: بازتثبیت برتری آمریکا
در سومین سناریو، آتشبس نه پایان جنگ، بلکه وقفهای پیش از تشدید تازه درگیری است. اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا بهجای پذیرش یک نتیجه مبهم، وارد یک کارزار گسترده و تعیینکننده میشود: نابودی سیستماتیک شبکههای پهپادی و موشکی ایران، ضبط مواد هستهای، پاکسازی ساحلهای مجاور هرمز و اعمال فشاری که به فروپاشی یا تسلیم نظام منجر شود.
گزارش میگوید اگر این مسیر موفق شود و چین همچنان منفعل بماند، نتیجه برای آمریکا مطلوبتر خواهد بود: نمایش دوباره برتری واشنگتن و وارد آمدن ضربهای راهبردی به پکن، زیرا یکی از شرکای مهم خود را از دست میدهد. با این حال، حتی در این سناریو هم هزینه برای آمریکا پایین نیست، چون جایگزین کردن مهمات و سامانههای مصرفشده در چنین جنگی، بهویژه برای سناریوهای دیگر مانند تایوان، سالها زمان خواهد برد.
سناریوی چهارم: نقطه عطف در رقابت قدرتهای بزرگ
چهارمین سناریو از نگاه شورای آتلانتیک، خطرناکترین حالت است. در این سناریو، آمریکا بهدنبال یک نتیجه نظامی قاطع میرود و چین نیز دیگر منفعل نمیماند، بلکه با کمک اطلاعاتی، شناسایی، لجستیکی و پشتیبانی غیرمستقیم به ایران وارد میدان میشود. همزمان، پکن فشار را در جبهههای موازی، بهویژه در تنگه تایوان و دریای جنوبی چین، افزایش میدهد.
در این وضعیت، آمریکا با یک چالش دو جبههای روبهرو میشود؛ وضعیتی که گزارش، آن را با دوران جنگ سرد مقایسه میکند. اگر در این سناریو اختلال در هرمز نیز ادامه پیدا کند، پیامدها بهگفته گزارش “نسلی و ساختاری” خواهند بود: رکود جهانی، تشدید رقابت آمریکا و چین، تقویت پیوند چین، روسیه، ایران و کره شمالی، و شکلگیری نوعی ائتلاف تجدیدنظرطلب با وزن واقعی در نظام بینالملل.
چرا تنگه هرمز مهمترین عامل است؟
شورای آتلانتیک تأکید میکند مدت اختلال در تنگه هرمز، مهمترین عامل برای تعیین این است که پیامدهای جنگ منطقهای باقی بماند یا به بحرانی جهانی تبدیل شود. از نگاه این گزارش، اختلال کوتاهمدت قابل جذب است، اما اختلال طولانیمدت میتواند اتحادها، بازارها و حتی الگوهای اقتصاد جهانی را بازسازی کند.
بهعبارت دیگر، حتی اگر نتیجه نظامی جنگ برای یکی از طرفها مثبت جلوه کند، ادامه بحران در هرمز میتواند آن پیروزی را از نظر ژئوپلیتیک کماثر یا حتی بیفایده کند.
نقش چین؛ متغیر اصلی رقابت بلندمدت
این گزارش میگوید نقش چین، متغیر محوری در رقابت بلندمدت قدرتهای بزرگ است. چینِ منفعل، فضا را برای اثرگذاری آمریکا باز میگذارد و مسیرهای تشدید تنش برای ایران را محدود میکند. اما چینِ فعال، جنگی منطقهای را به نقطه عطفی در نظام جهانی تبدیل خواهد کرد.
به نوشته گزارش، رفتار فعلی پکن نشان میدهد چین هنوز بیشتر در حال مشاهده و بهرهبرداری اقتصادی از تضعیف ایران است، اما اگر به این نتیجه برسد که نیروهای آمریکا بیش از حد کشیده شدهاند، میتواند بهسرعت راهبرد خود را تغییر دهد.
شورای آتلانتیک در پایان، محتملترین مسیر کوتاهمدت را چیزی نزدیک به سناریوی اول میداند: اقدام محدود آمریکا، موضع منفعل اما فرصتطلبانه چین، و تنگه هرمزی که از نظر ظاهری باز است اما در عمل همچنان محل مناقشه و فشار باقی میماند.
با این حال، گزارش هشدار میدهد همین ابهام، خود یک خطر بزرگ است. از نگاه نویسندگان، پایانهای مبهم برای جنگهایی در این سطح معمولا پایدار نمیمانند. بنابراین اگر مذاکرات شکست بخورد یا فقط به توافقی مبهم برسد، زمینه برای حرکت به سمت سناریوهای خطرناکتر، از جمله سود راهبردی برای چین یا تبدیل جنگ به یک نقطه عطف جهانی، همچنان وجود خواهد داشت.
