محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، میگوید حمله آمریکا جهان را به سوی بمب اتم سوق داده است. اما جنگهای ایران و اوکراین پرسشی معکوس را پیش کشیدهاند. آیا سلاح هستهای واقعاً بازدارنده است؟اظهارات تازه محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، بار دیگر بحث قدیمی اما در شرایط کنونی حساستر “بازدارندگی هستهای” را به متن مناقشه بر سر برنامه اتمی ایران بازگردانده است.
رضایی روز یکشنبه اول شهریور (۲۳ اوت) گفت حمله آمریکا به ایران این تصور را در جهان تقویت کرده که داشتن بمب اتم میتواند امنیت بیشتری فراهم کند. او با بیان اینکه “حماقت ترامپ با حمله به ایران اشتیاق مردم جهان به بمب اتم را بیشتر کرد”، افزود که به اعتقاد او، این حمله نشان داده است عضویت در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و پذیرش بازرسیهای بینالمللی، مانع حمله نظامی نمیشود.
محسن رضایی پا را فراتر گذاشت و مدعی شد جهان پس از حمله آمریکا به این نتیجه رسیده است که “بمب اتم از صدها F-35 مؤثرتر است”. او همچنین گفت اگر پایبندی به مقررات بینالمللی مانع حمله به یک کشور نمیشود، “چرا ما نرویم دنبال بمب اتم”.
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
این اظهارات، گرچه الزاماً به معنای اعلام رسمی تغییر دکترین هستهای جمهوری اسلامی نیست، اما از آن جهت حائز اهمیت است که استدلالی را به صراحت از زبان یکی از عالیترین مقامهای امنیتی ایران بیان میکند که پیشتر نیز، به اشکال گوناگون، از زبان مقامهای ارشد جمهوری اسلامی شنیده شده بود. این استدلال میگوید اگر تضمینهای حقوقی و سیاسی نتوانند امنیت کشور را تأمین کنند، آیا سلاح هستهای نمیتواند آخرین تضمین برای بقا باشد؟
اما درست در همین نقطه، تجربه جنگهای سالهای اخیر استدلال دیگری را نیز پیش میکشد. ملیسا پارک، مدیر اجرایی کارزار بینالمللی برای نابودی سلاحهای هستهای (ICAN) و برنده جایزه نوبل صلح، در مقالهای تحلیلی که با همکاری نشریه آمریکایی نیوزویک منتشر کرده، استدلال میکند که جنگهای اوکراین و ایران نه قدرت بازدارندگی هستهای، بلکه محدودیتهای بنیادین آن را آشکار کردهاند. از این منظر، نتیجهای که محسن رضایی از جنگ ایران میگیرد، الزاماً همان نتیجهای نیست که شواهد میدان جنگ تأیید میکنند.
زرادخانهای که مانع حمله نشد
روسیه بزرگترین زرادخانه هستهای جهان را در اختیار دارد، اما این زرادخانه مانع از حملات اوکراین به عمق خاک روسیه نشده است. اوکراین در عملیاتهای خود حتی هواپیماهای راهبردی روسیه را که بخشی از توان هستهای این کشور محسوب میشوند هدف قرار داده است. حملات پهپادی ژوئن ۲۰۲۵ به پایگاههای هوایی روسیه، دستکم شماری از بمبافکنهای راهبردی توپولف را منهدم کرد یا به آنها آسیب زد.
پارک بر همین تناقض انگشت میگذارد. به گفته او، اگر داشتن سلاح هستهای فینفسه مانع حمله دشمن میشود، چگونه کشوری فاقد سلاح هستهای توانسته است داراییهای راهبردی یک قدرت هستهای را در عمق خاک آن کشور هدف قرار دهد، بیآنکه مسکو بتواند با تهدید هستهای مانع آن شود؟ روسیه نیز، با وجود تهدیدهای مکرر هستهای در طول جنگ، تاکنون برای پاسخ به چنین حملاتی به سلاح اتمی متوسل نشده است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این پرسش محدود به جنگ اوکراین نیست. ملیسا پارک به نمونههای تاریخی دیگری اشاره میکند و میگوید مصر و سوریه در سال ۱۹۷۳ به اسرائیل حمله کردند، آرژانتین در ۱۹۸۲ جزایر فالکلند/مالویناس را که تحت حاکمیت بریتانیا بود اشغال کرد، زرادخانه هستهای آمریکا مانع جنگ طولانی ویتنام نشد و هند و پاکستان، با وجود برخورداری هر دو از سلاح اتمی، بارها وارد رویارویی نظامی متعارف شدهاند.
بنابراین سلاح هستهای میتواند هزینه جنگ تمامعیار یا تهدید علیه موجودیت یک کشور را به شکلی رادیکال افزایش دهد، اما دارنده آن الزاماً در برابر حمله، خرابکاری یا جنگ متعارف مصون نمیماند.
از خرازی و لاریجانی تا محسن رضایی
سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی تازگی ندارد. کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی و مشاور وقت علی خامنهای رهبر پیشین جمهوری اسلامی، که در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران کشته شد، در اردیبهشت ۱۴۰۳ گفته بود ایران تصمیمی برای تولید بمب ندارد، اما اگر “موجودیت ایران” تهدید شود، ممکن است ناچار به تغییر دکترین هستهای خود شود. او همچنین گفته بود ایران ظرفیت فنی تولید بمب را دارد.
علیاکبر صالحی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی، نیز در بهمن ۱۴۰۲ در پاسخ به پرسشی درباره توانایی ساخت بمب گفته بود ایران “همه آستانههای علم و فناوری هستهای” را در اختیار دارد.
علی لاریجانی، مشاور وقت علی خامنهای، که او نیز در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران کشته شد، در فروردین ۱۴۰۴ صریحتر سخن گفته و هشدار داده بود که اگر آمریکا یا اسرائیل “به بهانه هستهای” ایران را بمباران کنند، جمهوری اسلامی ممکن است ناچار شود به سوی تولید بمب اتمی برود.
سخنان رضایی را میتوان تازهترین حلقه در تغییر تدریجی ادبیات هستهای مقامهای جمهوری اسلامی دانست؛ ادبیاتی که از تأکید تقریباً انحصاری بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای حرکت کرده، با سخن گفتن علنی از “ظرفیت ساخت” و “تغییر دکترین” ادامه داده و اکنون به مزیت “بازدارندگی بمب اتم” رسیده است.
دو برداشت متضاد از یک جنگ
جنگ ایران همانقدر که میتواند در استدلال محسن رضایی شاهدی به سود بمب تلقی شود، امکان برداشتی معکوس را نیز فراهم میکند. ملیسا پارک یادآوری میکند که ایران، با وجود رویارویی با آمریکا و اسرائیل، از پاسخ نظامی باز نایستاد و با موشکها و پهپادهای متعارف به اسرائیل و اهداف آمریکایی در منطقه حمله کرد. اسرائیل نیز برای مقابله با حملات ایران، عملاً به دفاع موشکی و توان متعارف خود متکی بود.
بیشتر بخوانید: آیا فاصله ایران با بمب اتمی واقعا کوتاه است؟
در این میان به نظر میرسد که اختلاف اصلی نه بر سر خود واقعیت، بر سر تفسیر واقعیت است. محسن رضایی از حمله به ایران نتیجه میگیرد که کشورها ممکن است بمب را بیمهنامه نهایی امنیت خود بدانند. منتقدان بازدارندگی هستهای اما میگویند تجربه روسیه نشان داده است که همین بیمهنامه نه مانع حمله متعارف میشود و نه دارنده آن را از آسیبپذیری نظامی در امان میدارد.
از سوی دیگر، اگر هر کشور در معرض تهدید یا ناراضی از تضمینهای امنیتی موجود، دستیابی به سلاح هستهای را راهی برای افزایش امنیت خود بداند، چنین استدلالی میتواند از تهران تا ریاض، و از آنکارا تا سئول و توکیو تکرار شود. حاصل چنین منطقی میتواند نه لزوماً به امنیت بیشتر، بلکه به جهانی با شمار بیشتری از زرادخانهها، مراکز تصمیمگیری هستهای و امکان خطاهای محاسباتی بینجامد.
معمای امنیت؛ وقتی بازدارندگی به تهدید بدل میشود
ملیسا پارک، وزیر پیشین توسعه بینالمللی استرالیا، از همین زاویه، بازدارندگی هستهای را نه فقط راهحلی برای ناامنی نمیداند، بلکه آن را بالقوه یکی از سازوکارهای تولید ناامنی عنوان میکند. به باور او، این دکترین، قدرتهای هستهای را نیز ممکن است به این تصور برساند که زیر چتر زرادخانه اتمی خود میتوانند با آزادی بیشتری به جنگهای متعارف یا رفتارهای تهاجمی دست بزنند.
در اینجا تناقضی شکل میگیرد که در نظریه روابط بینالملل با “معمای امنیت” پیوند دارد. بر این اساس، یک کشور برای افزایش امنیت خود مسلحتر میشود، رقیب این اقدام را تهدید تلقی میکند و او نیز بر توان نظامی خود میافزاید و در نهایت ممکن است هر دو طرف، با وجود آنکه هدف اولیهشان افزایش امنیت بوده، در محیطی ناامنتر زندگی کنند.
محسن رضایی میگوید ترامپ “به جای امنیت هستهای، ناامنی هستهای ایجاد کرده است”. این بخش از سخنان او، دستکم در مورد خطر گسترش انگیزه کشورها برای جستوجوی گزینه هستهای، با نگرانی منتقدان اشاعه، همپوشانی دارد. اختلاف اما بر سر این است که آیا راهحل، حرکت کشورهای بیشتر به سوی بمب است، یا تلاش آنها برای کاستن از نقشی که سلاح هستهای در معماری امنیت بینالمللی بازی میکند؟!
ملیسا پارک گزینه دوم را پیشنهاد میکند و به پیمان منع جنگافزارهای هستهای سازمان ملل، به عنوان بدیلی برای منطق بازدارندگی اشاره دارد؛ رویکردی که از نظر این برنده جایزه نوبل صلح، به جای تضمین امنیت از طریق توانایی نابودی متقابل، بر خلع سلاح و کاهش خطر هستهای تأکید میکند.
