تشکلی به نام “شورای انقلابی زنان” اعلام موجودیت کرده است. اهداف و برنامههای این تشکل، رابطه آن با فمینیسم و برابری حقوقی زنان و نسبت این گروه با قدرت سیاسی چیست؟”شورای انقلابی زنان” روز ۱۵ اوت ۲۰۲۶ رسما اعلام موجودیت کرد. این شورا خود را “شبکهای دموکراتیک، متکثر، فراگیر و فمینیستی” تعریف کرده که “با هدف تقویت قدرت سیاسی زنان و سازماندهی حضور مستقل، موثر و تعیینکننده آنان در عرصه عمومی و سیاسی ایران” شکل گرفته است.
بنا بر اطلاعیههای منتشرشده، این شورا کار خود را در اول آوریل امسال (۱۲ فروردین ۱۴۰۵) با پنج بنیانگذار آغاز کرد: سمانه سوادی، صنم دولتشاهی، مینا خانی، نعیمه دوستدار و یاسمین فهبد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
از آن زمان تا کنون ۱۴ کنشگر دیگر از حوزههای مختلف سیاسی، مدنی، رسانهای، حقوق زنان و حقوق بشر نیز به این جمع پیوستند: آزاده دواچی، اعظم بهرامی، بهار دهکردی، بهاران مجیدی، دکتر پروانه حسینی، رها آجودانی، شلر شبلی، غزل عبدالهی، فریبا بلوچ، مریم دهکردی، مهدیه گلرو، ملیکا زر، نگین بهکام و نگین شیرآقایی.
موسسان میگویند: «این ترکیب، تلاشی برای کنار هم قرار دادن نسلها، تجربهها و صداهای متفاوت در جنبش زنان ایران است؛ از کنشگری سیاسی و حقوق بشر تا روزنامهنگاری، پژوهش، محیط زیست، حقوق اتنیکی و حقوق LGBTQIA+.»
علاوه بر این دکتر هما هودفر، دکتر نیره توحیدی، مهرانگیز کار و شادی صدر نیز به عنوان مشاور این شورا را همراهی میکنند.
با نگاهی به اطلاعیههای منتشرشده توسط این گروه، مشخص میشود که مفاهیم فمینیستی و ارزشهای جنبش زن، زندگی، آزادی اصول پایهای تشکیل این شورا هستند. در اطلاعیه اعلام موجودیت این شورا، ذیل عنوان “ارزشهای بنیادین” این موارد به چشم میخورند: فمینیسم تکثرگرا، مقابله با مردسالاری و نقد ساختارهای سلطه، تبعیض و نابرابری، مبارزه با تبعیض، سرکوب سیستماتیک، حذف و به حاشیه رانی بر پایه جنسیت، گرایش جنسی، هویت جنسیتی، معلولیت، تعلق ملی اتنیکی مدهبی زبانی و طبقاتی و سایر اشکال تفاوت و تنوع.
بیشتر بخوانید: خامنهای در تنگنای “زن، زندگی، آزادی”
از سوی دیگر حضور در عرصه قدرت نیز از اهداف این گروه ذکر شده است: «هدف ما این است که زنان نه در حاشیه سیاست و نه در نقشهای نمادین و تزیینی بلکه به عنوان نیرویی مستقل، سازمان یافته و تعیین کننده در ساختن آینده ایران حضور داشته باشند.»
در بخش دیگری نیز آمده است: «زنان ایران دههها در صف اول مبارزه با جمهوری اسلامی، تبعیض جنسیتی و ساختارهای مردسالارانه حضور داشتهاند، اما این حضور گسترده هنوز به سهم واقعی و تعیینکننده آنان از قدرت سیاسی تبدیل نشده است. شورای انقلابی زنان برای به چالش کشیدن همین شکاف شکل گرفته است.»
آیا این شورا به دنبال “سهمخواهی” از قدرت است؟ و اگر چنین است آیا این مسئله با ارزشهای ضدقدرت و ضدسلطه مردسالارانه در فمینیسم مغایرت ندارد؟
نگین شیرآقایی یکی از اعضای موسس این شورا میگوید “هدف شورا این نیست که زنان صرفا جای مردان را در همان ساختارهای سلسلهمراتبی و مردسالار بگیرند”.
او به دویچه وله میگوید: «وقتی از “سهم واقعی و تعیینکننده زنان از قدرت سیاسی” صحبت میکنیم، منظورمان فقط افزایش تعداد زنان در پارلمان، دولت، احزاب یا ائتلافها نیست. منظور این است که زنان بتوانند در تعریف مسائل، تعیین اولویتها، تدوین قوانین، شکلدادن به نهادها و تصمیمگیری درباره توزیع منابع نقش موثر داشته باشند.»
شیرآقایی در بخش دیگری از سخنانش تصریح میکند که این گروه خواهان “صندلی در میز قدرت” نیست بلکه خواهان داشتن عاملیت و سهیم بودن در “ساختن میز قدرت” است و “سهمخواهی” از قدرت را نیز “همان ساختن میز قدرت” توصیف میکند.
او میگوید: «مسئله ما ایجاد عاملیت سیاسی برای زنانی است که پیشتر از تصمیمگیری حذف شدهاند و همزمان، بازتعریف قدرت بر مبنای برابری، مشارکت، مراقبت، عدالت و پاسخگویی.»
چرا “انقلابی”؟
بسیاری از جامعهشناسان و متخصصان علم سیاست معتقدند دوران اتقلابها به سر آمده و تجربه نه چندان خوشایند انقلابهای سیاسی در قرن گذشته ثابت کرده که راه درست تغییر و گذار به سوی دموکراسی انقلاب نیست.
در ایران با توجه به تجربه شکستخورده انقلاب ۵۷ این نگرش در میان بخش زیادی از جامعه شدیدتر هم هست.
در این میانه چرا این گروه نام “شورای انقلابی” را برای خود برگزیده است؟
بیشتر بخوانید: حجاب، “مسئله زن” و “ماهیت ضد زن” جمهوری اسلامی
نگین شیرآقایی در این باره میگوید: «انقلابی به معنای حمایت از خشونت، نظامیگری یا قبضهکردن قدرت نیست. واژه “انقلابی” در نام شورا، به معنای پایبندی به دگرگونی بنیادین در ساختارهای پدر/مردسالاری سیاسی، حقوقی و اجتماعی حاکم بر زندگی زنان است. تغییری که در آن زنان صرفا نیروی اعتراض، پشتیبان یا قربانی تحولات سیاسی نباشند، بلکه بهعنوان نیرویی مستقل و تعیینکننده در ساختن آینده ایران حضور داشته باشند.»
تجربههای تاریخی گذشته از انقلاب مشروطیت تا انقلاب شکستخورده سال ۱۳۵۷ نشان میدهند با آنکه زنان همواره بخش بزرگی از نیروی انقلاب و تغییر بودهاند اما پس از پایان کار نه تنها از صحنه قدرت کنار گذاشته شدند بلکه حقوقشان نیز پایمال شد. پس از انقلاب مشروطه زنان را همسنگ با “صغرا و مجانین” از حق تعیین سرنوشت سیاسی ملت کنار گذاشتند و پس از انقلاب ۵۷ نیز حقوقی را که با تلاش در دو دوره پهلوی به دست آورده بودند، مانند حق طلاق و حضانت و غیره به یکباره از آنان گرفتند.
شیرآقایی میگوید: «ما از واژه “انقلابی” استفاده میکنیم تا بر ضرورت تغییر ریشهای این چرخه تأکید کنیم.»
چرا “شورا” و نه “حزب”؟
در تعاریف و متونی که شورای انقلابی زنان منتشر کرده، مفاهیمی هستند که مستقیما در قالب یک حزب سیاسی میگنجند، از جمله: “آمدهایم تا سهمی واقعی و تعیینکننده از قدرت سیاسی داشته باشیم”. و یا در جایی دیگر یکی از اهداف راهبردی “مطالبه سهم واقعی زنان از قدرت و ایفای نقش تعیینکننده در شکلدهی به آینده ایران” عنوان شده است.
مجموعه اینها این تشکل را در رده یک حزب سیاسی قرار میدهد. با این حال نگین شیرآقایی میگوید این شورا خود را حزب سیاسی نمیداند و اهداف حزبی را هم دنبال نمیکند. او میگوید: «هدف شورا سازماندهی ظرفیت سیاسی زنان، تقویت عاملیت مستقل آنان، ایجاد ارتباط میان گروهها و شبکههای زنان، تولید گفتمان، آموزش سیاسی، طراحی کمپین و اثرگذاری بر تصمیمها و ائتلافهای سیاسی است.»
بیشتر بخوانید: خیزش “زن، زندگی، آزادی”؛ انقلابی اجتماعی که ایران را تغییر داد
این عضو موسس شورای انقلابی زنان تاکید میکند که این شورا “میتواند با احزاب همکاری کند، از مطالبات مشخص حمایت کند یا در فرایندهای سیاسی حضور داشته باشد”.
شیرآقایی انتخاب واژه “شورا” را نیز آگاهانه دانسته و درباره علت این انتخاب میگوید: «شورا بر گفتوگو، مشارکت جمعی، هماهنگی میان افراد و گروههای متنوع و تصمیمگیری غیرمتمرکز دلالت دارد. ما نمیخواهیم یک رهبری فردمحور یا ساختاری سلسلهمراتبی ایجاد کنیم؛ بلکه میخواهیم بستری برای همکاری و تصمیمگیری مشترک زنان فراهم کنیم.»
ائتلاف یا همکاری با گروهها و احزاب دیگر
یکی از مشکلات اصلی اپوزیسیون در خارج از کشور، عدم توانایی تشکیل یک جبهه یا ائتلاف است. آیا این شورا برنامهای برای گذشتن از این سد دارد؟
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
نگین شیرآقایی “ائتلافسازی و همکاری با گروهها، شبکهها و نیروهای سیاسی” را یکی از اهداف اصلی این شورا میداند اما تاکید میکند: «این همکاری باید بر پایه اصول روشن انجام شود و به ازبینرفتن استقلال شورا یا تبدیلشدن آن به “بخش زنان” یک جریان مردمحور منجر نشود.»
او از تمامی افراد و گروههایی که “خودشان و ارزشهایشان را” در متون منتشرشده توسط این گروه پیدا میکنند، برای همکاری دعوت میکند و میگوید: «این همکاری میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد؛ از گفتوگو و تبادل تجربه گرفته تا کمپینهای مشترک، پروژههای مشخص، بیانیههای مشترک، آموزش، پژوهش و حضور هماهنگ در ائتلافهای سیاسی.»
در آخرین روزهای سال گذشته میلادی شاهد تاسیس “حزب زنان پیشرو” از سوی زنان ایرانی-آلمانی در کشور آلمان بودیم و امروز “شورای انقلابی زنان” شکل گرفته است.
علاوه بر این دهها تشکل در خارج و داخل کشور فعالیتهایشان را بر حقوق زنان و مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان متمرکز کردهاند.
آیا به واقع آینده ایران را زنان خواهند ساخت؟
