به گزارش آسوشیتدپرس، جنگ ایران بر توان ناوهای آمریکا تأثیر گذاشته است. آخرین ناو آمریکایی نیز غرب اقیانوس آرام را ترک میکند. ناو جرج واشنگتن، جایگزین ناو لینکلن میشود؛ غیبتی که میتواند فرصتی برای قدرتنمایی چین باشد.خبرگزاری آسوشیتدپرس امروز یکشنبه ۱۶ آگوست (۲۵ مرداد) گزارش داد که جنگ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، علیه ایران، ظرفیت ناوهای هواپیمابر ایالات متحده را تا مرز توان آنها تحت فشار قرار داده و در شرایطی که چین نشانههای بیشتری از رفتار تهاجمی از خود بروز میدهد، غرب اقیانوس آرام را از حضور یکی از مهمترین ناوهای جنگی آمریکا محروم کرده است.
طبق این گزارش، ناو هواپیمابر “یواساس جرج واشنگتن” در حال ترک اقیانوس آرام است و انتظار میرود جایگزین “یواساس آبراهام لینکلن” در خاورمیانه شود؛ آنهم در شرایطی که نگرانیها درباره سلامت روانی ملوانان و مشکلات تأمین تدارکات در این ناو که مأموریتش به درازا کشیده، افزایش یافته است. قرار بود لینکلن در ماه مه بازگردد، اما مدت حضور آن در دریا برای پشتیبانی از عملیات علیه ایران تمدید شد.
اگر نیروی دریایی آمریکا طی چند ماه آینده ناو دیگری را به اقیانوس آرام اعزام کند، فقدان یک ناو هواپیمابر آمریکایی در این منطقه ممکن است چندان طول نکشد. با این حال، تحلیلگران میگویند این وضعیت نشان میدهد که عملیات علیه ایران، بدون چشمانداز زمانی مشخص، چگونه برخی ملوانان آمریکایی را فرسوده کرده است؛ آنهم در حالی که دولت ترامپ بیش از پیش از منطقه آسیا و اقیانوسیه عقبنشینی میکند و بر نیمکره غربی متمرکز میشود.
گرگ پولینگ، مدیر برنامه جنوب شرق آسیا در “مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی”، تصریح میکند: «دولت میگوید قرار است اقیانوس آرام، پس از نیمکره غربی، مهمترین منطقه باشد.» اما به گفته او، آمریکا در عمل “دقیقاً برعکس” هدف قبلی خود مبنی بر خروج از خاورمیانه عمل میکند.
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
پولینگ میگوید متحدان آمریکا در اقیانوس آرام از پیشبینیناپذیری دولت جمهوریخواه ایالات متحده نگراناند، در حالی که پکن “از حواسپرتی آمریکا و سرخوردگی متحدان و شرکای ایالات متحده کاملاً خرسند است”.
احتمال بهرهبرداری چین از غیبت ناو آمریکایی
پکن حضور نظامی آمریکا در منطقه را تهدیدی برای قدرتگیری چین و مانعی بر سر راه جاهطلبی خود برای تصرف تایوان تلقی میکند؛ جزیرهای خودگردان که چین آن را بخشی از قلمرو خود میداند. با این حال، ایالات متحده معتقد است که منطقه اقیانوس آرام از نظر اقتصادی از چنان اهمیتی برخوردار است که نمیتوان آن را از دست داد.
به گزارش آسوشیتدپرس، هیچکس انتظار ندارد که چین صرفاً به دلیل خروج یک ناو هواپیمابر آمریکایی از منطقه به تایوان حمله کند. اما برایان کلارک، ملوان سابق زیردریایی نیروی دریایی آمریکا و تحلیلگر دفاعی در مؤسسه هادسون، میگوید غیبت این ناو فرصت دیگری در اختیار چینیها قرار میدهد تا قدرت خود را به نمایش بگذارند.
کلارک میگوید: «آنها از این موضوع به عنوان بخشی از روایت خود استفاده میکنند تا به فیلیپین، ژاپن، اندونزی و دیگران نشان دهند که آمریکا دیگر قدرت برتر در غرب اقیانوس آرام نیست. آنها ترجیح میدهند کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که چین قدرت بزرگتری است و آمریکا دیگر قادر به تضمین امنیت آنها نیست.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
چین این هفته با اندونزی رزمایش دریایی برگزار کرده و اخیراً نیز نشانههایی از رفتار تهاجمی در قبال ژاپن و فیلیپین، دو متحد کلیدی آمریکا که با پکن اختلافات ارضی نیز دارند، نشان داده است.
چین در ماه جاری (آگوست) در نزدیکی سد ساحلی “اسکاربرو” در دریای جنوبی چین رزمایش نظامی برگزار کرد. چین و فیلیپین هر دو بر این منطقه ساحلی ادعای مالکیت دارند. ماه گذشته نیز یک ناوشکن چینی مجهز به موشکهای هدایتشونده، در نزدیکی اوکینوتوری، جنوبیترین جزیره ژاپن، رزمایشی با مهمات جنگی برگزار کرد.
ادمیرال فرانک بردلی، فرمانده نیروهای عملیات ویژه آمریکا، تلاش کرده است به متحدان منطقهای در خصوص پایبندی واشنگتن به تعهداتش اطمینان دهد. او روز پنجشنبه گذشته در مانیل بود و به همتایان فیلیپینی خود گفت نیروهای عملیات ویژه آمریکا آمادهاند تا رزمایشهای مشترک را در راستای تقویت اتحاد دو کشور افزایش دهند. انتظار میرود او به ژاپن نیز سفر کند.
بردلی به آسوشیتدپرس گفته است: «ما، ایالات متحده، توانایی آن را داریم که در هر نقطه از جهان قدرت نظامی خود را به کار گیریم. وقتی تهدید موجود در منطقه خاورمیانه برطرف شود، نیروها را دوباره مستقر کرده و جهتگیری خود را تغییر خواهیم داد و قادر خواهیم بود این قدرت را در هر نقطه دیگری که لازم باشد اعمال کنیم.»
او گفت: «همچنین به توانایی نیروهای مسلح فیلیپین برای حفاظت از حاکمیت خود در اینجا و نیز توانایی ما برای حفظ روابط نزدیک با آنها اطمینان زیادی دارم.»
ایوان سنکی، تحلیلگر سیاسی در “مؤسسه کاتو” که بر سیاست آمریکا در قبال چین تمرکز دارد، میگوید ناوهای هواپیمابر از نظر روانی به متحدان آمریکا اطمینان خاطر میدهند. به گفته او، فقدان این ناوها در منطقه “به این حس عمومی دامن میزند که حواس آمریکا به دلیل رویدادهای خاورمیانه پرت شده است”.
اتکای ترامپ به ناوهای هواپیمابر در عملیات نظامی
ترامپ در دومین دوره ریاست جمهوری خود، برای پشتیبانی از عملیات نظامی، بهشدت به ناوهای هواپیمابر متکی بوده است. برای نمونه، ناو “یواساس جرالد آر. فورد” در اواسط ماه مه پس از مأموریتی ۱۱ ماهه، طولانیترین مأموریت از زمان جنگ ویتنام تاکنون، به خانه بازگشت. این ناو در طول مأموریتش از جنگ آمریکا علیه ایران و عملیات دستگیری نیکلاس مادورو، رهبر وقت ونزوئلا، پشتیبانی کرده بود.
آتشسوزی در بخش رختشویخانه ناو فورد، این ناو را مجبور کرد مسیر خود را تغییر دهد و برای انجام تعمیرات به دریای مدیترانه بازگردد؛ حادثهای که صدها ملوان را بیسرپناه گذاشت. در همین حال، ناو لینکلن با بیش از ۲۴۰ روز حضور بیوقفه در دریا رکوردی تازه ثبت کرده است. قانونگذاران دموکرات خواستار انجام تحقیقات و شفافیت بیشتر درباره شرایط حاکم بر این ناو شدهاند.
رابرت فارلی، مدرس امنیت ملی و دیپلماسی در دانشگاه کنتاکی که اغلب درباره ناوهای هواپیمابر مینویسد، به آسوشیتدپرس گفته است ناوهای جنگی و خدمه آنها تنها تا حد معینی میتوانند این فشار را تحمل کنند.
فارلی میگوید: «افراد به اندازه کافی استراحت نمیکنند. این وضعیت از نظر روانی فرساینده است. استراحت و تفریح نیز بخشی از حفظ سلامت خدمه است. گاهی موضوع اینگونه مطرح میشود که “این افراد تعطیلات نداشتهاند”. اما ما با محدودیتهای شناختهشدهای در توانایی خدمه برای ادامه فعالیت با حداکثر کارایی در طول زمان مواجهیم. این توانایی بهسادگی کاهش مییابد.»
برایان کلارک از مؤسسه هادسون تصریح میکند که فشار واردشده بر ناوهای هواپیمابر آمریکا ناشی از عدم آمادگی و برنامهریزی برای جنگ ایران است.
این تحلیلگر امور دفاعی میگوید: «اگر قرار بود برای چنین درگیریای بسیج شویم و پیشبینی میکردیم که ممکن است اینقدر طول بکشد، احتمالاً تغییراتی در برنامه ناوهای هواپیمابر ایجاد میکردیم تا مطمئن شویم امکان بهکارگیری ناوهای بیشتری وجود خواهد داشت.»
کلارک میافزاید نیروی دریایی آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر در اختیار دارد که معمولاً دو یا سه فروند از آنها را همزمان به مأموریت اعزام میکند. اما اگر “یواساس تئودور روزولت” از سندیگو راهی خاورمیانه شود، ممکن است بهزودی چهار ناو به شکل همزمان عازم مأموریت شوند؛ اقدامی که به ناو جرج واشنگتن اجازه خواهد داد به اقیانوس آرام بازگردد.
اما این ناوهای عظیم جنگی به تعمیر و نگهداری نیاز خواهند داشت و این امر احتمالاً، تنها دو کشتیسازی ویژه ناوهای هواپیمابر آمریکا را در تنگنا قرار خواهد داد.
کلارک میگوید: «در نهایت با انباشت کارهای تعمیر و نگهداری عقبافتادهای روبهرو خواهیم شد که باید طی چند سال آینده جبران شود. احتمالاً حضور ناوهای هواپیمابر ما نسبت به سالهای گذشته کمتر خواهد بود، زیرا ناوها برای ورود به کارخانه کشتیسازی صف خواهند کشید.»
تردید درباره نقش ناوهای هواپیمابر در جنگ مدرن
مایکل سواین، پژوهشگر ارشد برنامه شرق آسیا در مؤسسه کوئینسی، با توجه به تغییر سریع ماهیت و شیوههای جنگ، نیاز به استفاده از ناوهای هواپیمابر در آینده را زیر سؤال میبرد.
سواین میگوید ناوهای هواپیمابر، بهویژه در برابر دشمنی مانند چین، آسانتر میتوانند هدف پهپاد و موشک قرار گیرند؛ در حالی که کشتیهای کوچکتر و زیردریاییها نیز میتوانند در حمله به اهداف، به اندازه جتهای جنگندهای که از عرشه ناو هواپیمابر به پرواز درمیآیند، مؤثر باشند.
به گزارش آسوشیتدپرس، مقامهای ارشد نیروی دریایی آمریکا نیز تمایل خود را برای کاهش وابستگی شدید به ناوهای هواپیمابر نشان دادهاند. ادمیرال داریل کادل، فرمانده عملیات نیروی دریایی آمریکا، فوریه گذشته به آسوشیتدپرس گفته بود که میخواهد فرماندهان را متقاعد کند به جای روی آوردن مداوم به ناوهای هواپیمابر عظیم، از شناورهای کوچکتر و جدیدتر و دیگر امکانات نظامی استفاده کنند.
